تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
محبوب ، عن ابن بكير و عليّ بن رئاب ، عن زرارة بن أعين قال : سألت أبا جعفر عليه السّلام عن رجل تزوّج بالعراق امرأة ثمّ خرج إلى الشّام فتزوّج امرأة اخرى فإذا هي اخت امرأة الّتي بالعراق . قال : يفرّق بينه و بين الّتي تزوّجها بالشام و لا يقرب المرأة حتّى تنقضي عدّة الشّاميّة . قلت : فإن تزوّج امرأة ثمّ تزوّج امّها و هو لا يعلم أنّها امّها ؟ قال : قد وضع اللّه عنه جهالته بذلك . ثم قال : إذا علم أنّها امّها فلا يقربها و لا يقرب الإبنة حتّى تنقضي عدّة الامّ منه . فإذا انقضت عدّة الامّ حلّ له نكاح الابنة . قلت : فإن جاءت الامّ بولد ؟ قال : هو ولده و يكون ابنه و أخا امرأته . ( 3003 ) 10 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن عليّ بن الحكم ،
شرح
چون دو خانم باهم روبرو مىشوند ، معلوم مىشود كه هردو خواهرند . تكليف آنان چيست ؟ ابو جعفر گفت : بايد آن خانم شامى را از شوهرش جدا كنند . شوهر نمىتواند با خانم عراقى خود همبستر شود ، مگر موقعى كه عدهء آن خواهر شامى سپرى گشته باشد . من گفتم : اگر انسان با خانمى ازدواج كند و بعدا ندانسته و ناشناخته با مادر آن خانم ازدواج كند . چه صورت دارد ؟ ابو جعفر گفت : به‌خاطر جهالت بار خطا را بر دوش او نمىگذارند . ابو جعفر گفت : بعد از آنكه بفهمد با مادر زن خود ازدواج كرده ، بايد با مادر زن متاركه كند و با دختر آن خانم نيز ، مباشرت نكند تا آن‌گاه كه عدهء مادر سپرى گردد . بعد از سپرى شدن عده ، بستر دختر بر او حلال خواهد گشت . من گفتم : اگر مادر زن حامله شود و فرزند بياورد ، چه صورت پيدا مىكند ؟ ابو جعفر گفت : فرزند به پدرش ملحق مىشود : هم پسر او است و هم برادر زنش . * ( 3003 ) * 10 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : مردى كنيز خود را آزاد مىكند و آن كنيز آزاد ، ازدواج مىكند و صاحب دختر مىشود ، آيا