( 3579 ) 7 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن ابن محبوب ، عن عاصم بن حميد ، عن عليّ بن أبي المغيرة قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام :
جعلت فداك الميتة ينتفع منها بشيء ؟ فقال : لا ، قلت بلغنا أنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مرّ بشاة ميتة فقال : ما كان على أهل هذه الشاة إذ لم ينتفعوا بلحمها أن ينتفعوا بإهابها . قال : تلك شاة كانت لسؤدة بنت زمعة زوج النبيّ صلى اللّه عليه و آله و كانت شاة مهزولة لا ينتفع بلحمها . فتركوها حتّى ماتت . فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله : ما كان على أهلها إذ لم ينتفعوا بلحمها أن ينتفعوا بإهابها أي تذكّى .
باب آخر منه ( 3580 ) 1 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن أحمد
شرح
* ( 3579 ) * 7 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : قربانت شوم . از فراوردههاى دام مرده ، چيزى هست كه قابل انتفاع باشد ؟ ابو عبد الله گفت :
نه . من گفتم : به ما خبر رسيده كه رسول خدا صلوات الله عليه از برزنى مىگذشت و گوسفند مردهاى ديد كه در مزبله افتاده است . رسول خدا گفت :
اگر صاحب اين گوسفند نمىتوانست از گوشت اين حيوان بهرهمند شود ، چه مانعى داشت كه از پوست آن بهرهمند نشد ؟ ابو عبد الله گفت : آن گوسفند ، از همسر رسول خدا بود . گوسفند لاغرى بود كه گوشت آن قابل خوردن نبود . گوسفند را رها كردند تا مرد . رسول خدا گفت : اگر نمىخواستند كه از گوشت آن تناول كنند ، چرا درصدد نشدند كه از پوست آن بهره بگيرند : گوسفند را بكشند و پوست آن را دباغى كنند و مورد استفاده قرار بدهند .