فقال له الرّجل : قال اللّه تعالى :
« الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ »
[ المائدة : 5 ] فقال له أبو عبد اللّه عليه السّلام : كان أبي عليه السّلام يقول :
إنّما هو الحبوب و أشباهها .
شرح
كه اهل كتابند ، بر شما حلال است » . ابو عبد الله گفت : پدرم ابو جعفر باقر معتقد بود كه منظور آيهء قرآن ، حبوبات و امثال آن است .
شرح : آيهء مزبور ، چنين است :« وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ » .يعنى : خوراك آن ملتها كه اهل كتابند ، بر شما حلال است و خوراك شما نيز بر آنان حلال خواهد بود .
اول و آخر آيه ، تكليف مسلمين را معين مىكند نه آنكه اول آيه تكليف مسلمين را معين كند و آخر آيه تكليف اهل كتاب را . يعنى خداوند عزت مىخواهد باب تجارت را ميان ملتهاى اهل كتاب مفتوح نگه دارد تا ما يحتاج خود را مورد تبادل قرار بدهند : ارزاق زائد خود را بفروشند و ارزاق ضرورى خود را خريدارى كنند و كمتر با مشركين معامله نمايند .
در اين آيه حكم ذبيحه و يا نجاست و طهارت اهل كتاب مطرح نيست ، بلكه تنها جنبهء خريدوفروش آن مطرح شده است . پس مسلمانان ، نهتنها دام زنده ، بلكه ذبيحهء دام خود را مىتوانند به اهل كتاب بفروشند تا آنان به ساير بازارهاى اسلامى عرضه كنند و مىتوانند دام زنده و حتى دام كشتار شدهء آنان را بخرند و به همكيشان خودشان عرضه كنند . اگر ما تصور كنيم كه آيهء كريمه كشتار ذبيحه را مطرح كرده است و به حكم اول آيه ذبيحهء اهل كتاب را بر مسلمين حلال بدانيم ، به حكم آخر همين آيه بايد يهوديان را الزام كنيم كه آنان نيز ذبيحهء ما را حلال بدانند ، درحالىكه قرآن مجيد در آيهء 29 سورهء توبه ، اجازه مىدهد كه يهود و نصارى بر دين خود باقى بمانند و آنچه را خداوند عزت حرام كرده است ، حرام ندانند و آنچه را حلال كرده است ، حلال ندانند ، با اين شرط كه جزيه بپردازند .