ذلك من مملوكتي إذا زوّجتها .
( 3198 ) 8 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن الحجّال ، عن ثعلبة ، عن معمر بن يحيى قال : سألت أبا جعفر عليه السّلام عمّا يروي النّاس عن عليّ عليه السّلام في أشياء من الفروج لم يكن يأمر بها و لا ينهى عنها . إلّا أنّه ينهى عنها نفسه و ولده ، فقلت : و كيف يكون ذلك ؟ قال : قد أحلّتها آية و حرّمتها آية أخرى .
قلت : فهل يصير إلّا أن تكون إحداهما قد نسخت الأخرى . أوهما محكمتان جميعا . أو ينبغي أن يعمل بهما ؟ فقال : قد بيّن لكم إذ نهى نفسه و ولده .
قلت : ما منعه أن يبيّن ذلك للنّاس فقال : خشي أن لا يطاع و لو أنّ عليّا عليه السّلام ثبتت له قدماه أقام كتاب اللّه و الحقّ كلّه .
شرح
پرهيز مىكنم .
* ( 3198 ) * 8 - به ابو جعفر باقر ( ع ) گفتم : مردم روايت مىكنند كه على ( ع ) در چند مسأله از مسائل ازدواج به ديگران امر و نهى نمىفرمود ، اما خود و خاندانش را از ارتكاب آن منع مىفرمود . آيا چنين چيزى امكان دارد ؟ ابو جعفر گفت : چه مانعى دارد كه يك آيهء قرآن زنى را حلال و آيهء ديگر همان زن را حرام كند ؟ من گفتم : از دو حال خارج نخواهد بود :
يا اين آيه آن آيه را نسخ مىكند و تخصيص مىدهد و يا هردو آيه محكم و پابرجا مىماند . در هردو حال چگونه امكان دارد كه هردو آيه مورد عمل قرار بگيرد ؟ ابو جعفر گفت : درصورتىكه على ( ع ) خود و خاندانش را نهى كرده باشد ، حقيقت را روشن كرده است . من گفتم : چه مانعى داشت كه ديگران را نيز نهى فرمايد ؟ ابو جعفر گفت : على ( ع ) خائف بود كه مردم نپذيرند . اگر حكومت على استوار مىماند ، كتاب خدا را ، بلكه هر حقيقتى را برپا نگه مىداشت .
شرح : از خلفاى سهگانه ، سنتى چند برجا مانده بود كه تبديل آن ممكن نبود . از جمله عثمان خليفهء سوم مىگفت : اگر دو خواهر ، كنيز