تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
ندارد ؟ ابو عبد الله گفت : خسارتى كه در اثر مبادله و بخشش به او وارد مىشود ، بيش از خسارتى است كه از پرداخت زكات متحمل مىشود پس منظور او فرار از زكات نخواهد بود . من گفتم : خسارتى به او وارد نمىشود ، زيرا مىتواند هبهء خود را پس بگيرد . ابو عبد الله ( ع ) گفت : از كجا مىتواند چنين اطمينانى داشته باشد با آنكه نقدينه را بخشيده است ؟ من گفتم : موقع هبه و بخشش شرط مىكند كه هر گاه بخواهد ، هبه را فسخ كند و نقدينه‌اش را پس بگيرد . ابو عبد الله گفت : اگر نقدينه را بخشش كرده باشد ، فسخ نمىشود بلكه شرط فسخ فاسد و ساقط مىگردد و حق زكات هم تسجيل مىشود . من گفتم : چرا شرط فسخ ؛ ساقط بشود ؟ چرا هبه قطعى بشود ؟ چرا حق زكات تسجيل بشود ؟ ابو عبد الله گفت : شرط پس گرفتن هبه ، فاسد است زيرا هبه اگر در مورد طلا و نقرهء مسكوك باشد ، برگشت ندارد : طلا و نقرهء مسكوك هميشه ضمان‌آور است ، و هر چه ضمان قطعى بياورد ايجاب لزوم مىكند ، پس هبه و بخشش نقدينه برنمىگردد . حق زكات را هم بايد بپردازد تا ديگر در كار خدا حيله نكند . ابو عبد الله ( ع ) گفت : اگر نقدينه را بدهد و در برابر آن خانه ، يا عرصه ، يا متاعى بخرد ، مبادله جائز و قطعى مىشود و از زكات فريضه معاف مىگردد .