كه از بىنوائى چارهاى جز دريوزگى ندارد ، مسكين است .
* ( 1347 ) * 19 - به ابو الحسن الرّضا ( ع ) گفتم : ديرى است كه از خداوند عزّت حاجتى خواستهام و هنوز دعايم به اجابت نرسيده است .
ابو الحسن گفت : تعجيل مكن . من اميدوارم كه خداوند - ان شاء اللَّه - حاجت تو را برآورده سازد . ابو الحسن گفت : به خدا سوگند ، نعمتى كه خداوند دريغ مىكند و براى آخرت انسان ذخيره مىنمايد ، از نعمتى كه در دنيا به او مىدهد ، بهتر است . مگر دنيا چه ارزشى دارد ؟ صاحبان نعمت بر لب پرتگاه جهنّم قرار مىگيرند ، زيرا در اثر نعمت ، حقوقى بر انسان واجب مىشود ، كه بسا در پرداخت آن كوتاهى كند . به خدا سوگند كه من نسبت به نعمتهاى الهى هماره در هول و هراسم تا موقعى كه فرصت بيابم و حقوق الهى را بپردازم . من گفتم : قربانت شوم . تو با مقام و منزلت امامت ، تا حقوق الهى را نپردازى ، در هول و هراسى ؟ ابو الحسن گفت : بلى . و من بايد خدا را سپاس بگويم كه بر من منّت نهاد و نعمت دنيا و آخرت داد .
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١١