( 675 ) 2 - با ابو جعفر باقر ( ع ) مىرفتم . آن حضرت از روى مدفوع خشكيدهاى گذشت و گوشهء جامهاش به آن مدفوع خورد . من گفتم : قربانت شوم .
پاى خود را بر روى مدفوع گذاشتى و به جامهات نيز اصابت كرد . ابو جعفر گفت :
مگر خشكيده نبود ؟ من گفتم : چرا . ابو جعفر گفت : اشكالى ندارد . خاك ، خودش نجاست خودش را تطهير مىكند .
( 676 ) 3 - به شهر مدينه وارد شديم و در جايى منزل گرفتيم كه ميان ما و ميان مسجد ، كوچهء كثيفى واقع بود . به خدمت ابو عبد الله صادق ( ع ) رفتيم . آن حضرت پرسيد : در كجا منزل گرفتهايد ؟ من گفتم : در خانهء فلانى منزل كردهايم ولى ميان ما و ميان مسجد كوچهء كثيفى واقع شده است . ابو عبد الله گفت : مانعى ندارد . خاك زمين ، خودش نجاست خودش را پاك مىكند . من گفتم : اگر روى پهنتر قدم بگذارم ، اشكالى دارد ؟ ابو عبد الله گفت : پهن چار پا و سرگين دام ، ضررى ندارد .
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٨