( 916 ) 3 - شنيدم ابو عبد الله صادق ( ع ) مىگفت : جدهام فاطمه بعد از پدرش رسول خدا ، فقط هفتاد و پنج روز زندگى كرد . بعد از پدرش كسى او را شاد و خندان نديد . هر هفته روزهاى دوشنبه و پنجشنبه به مقبرهء شهداى احد مىرفت و با يادآورى صحنههاى جنگ احد مىگفت : پدرم رسول خدا در اين جا موضع گرفته بود و مشركان در اين جا صف كشيده بودند .
توجه : اين حديث با سند ديگر ، طى شمارهء 2402 تكرار مىشود .
( 917 ) 5 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : سلام كردن بر مردههاى گورستان روا است ؟ ابو عبد اللَّه گفت : آرى . به اين صورت كه مىگوئى : سلام بر خفتگان اين سامان از مسلمانان و مؤمنان . شما طليعهء كاروان ما بوديد و ما - اگر خدا بخواهد - به شما ملحق مىشويم .
( 918 ) 6 - با ابو جعفر باقر ( ع ) به زيارت بقيع رفتم و به گور مردى از
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٧٢