سمند باد پاى از تك فرو ماند ، شتربان همچنان آهسته مىراند 165
دوست آن است كه بگرياند ، دشمن آن است كه بخنداند 211
هر ضررى عقلي را زياد مىكند 194
چنان زي كه ذكرت به تحسين كنند ، چو مردى نه بر گور نفرين كنند 98
فوّاره چون بلند شود سرنگون شود 191
نزيبد مرا با جوانان چميد ، كه بر عارضم صبح پيرى دميد 142
هميشه جاى صلح باقي گذار . 58
چه خوش گفت يك روز دارو فروش ، شفا بايدت داروى تلخ نوش 211
به چشم خويش ديدم در بيابان ، كه آهسته سبق برد از شتابان 165
نوجوانى از خواصّ پادشاه ، مىشدى با حشمت وتمكين به راه 161
شرح حكم نهج البلاغة — صفحة 286
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٨٦