نظم و نثر ، مراسلات طولانى نوشته است و ذخايرى از نظم و نثر او در سلافة العصر موجود است .
وى قصيدهاى را براى شيخ عيسى النجفى ( درگذشته قبل از سال 1082 ه ق ) فرستاده بود كه در آن روستاها و آباديهاى طايف به نحو احسن معرفى شده است . مطلع قصيده اين است :
ذلك البان و الحمى و المصلى * فقف الركب ساعة نتملى
( براى 74 بيت از اين قصيده ر . ك : سلافة العصر ، ص 14 ) .
نظام الدّين قطعه شعرى براى سلطان مكه زيد بن محسن كه يمن را در سال ( 1035 ه ق ) فتح كرده بود ، ارسال داشته است .
نامهاى به نام دوستش شيخ علامه محمد بن على شامى هم ديده مىشود . مولانا نظام الدّين در 1051 ه ق در طايف بود . ( سلافة ، ص 125 ) .
نظام الدّين وقتى كه شهرتش به عرب و عجم رسيد محمد سعيد ميرجمله اردستانى وزير قدرشناس كمال عبد اللّه قطب شاه با ارسال پول فراوان او را به دكن دعوت كرد . در سال 1054 ه ق به حيدرآباد رسيد و مورد پسند عبد اللّه قطب شاه واقع شد . ميرجمله علاقه داشت كه او را به دامادى خويش برگزيند اما پادشاه دختر بزرگش را به عقد او درآورد كه اين كار باعث ناراحتى مير جمله شد . امير نظام الدّين احمد در حيدرآباد به مسند امارت نشست و خانهء او مركز تجمع علما ، حكما ، ادبا ، شعرا و بخصوص مشاهير عرب شد . علامه حر عاملى مىگويد كه ما باهم مكاتبه داشتيم . او صاحب بن عباد زمان خود بود . شعراى عرب و عجم در مدح او قصيده مىسرودند ، علما نامه مىفرستادند . اهل حاجت عزّت و انعام مىيافتند .
شيخ علام عيسى النجفى قطعه شعر زير را به مناسبت يكى از ساختمانهاى با عظمتى كه او در حيدرآباد ساخته سروده است :
يا من له دار المكارم ساميه * من عهد آدمى فى القرون الخالية
لك بيت افضل لا يحاكيه رفعة * فبنيت دار النواظر حاكيه
شيدتها و سماءها حتى غدت * للسبع ثامنة فصرت ثمانية
منى اسمعوا و بى اقتدوا تاريخها * دار النعيم لاحمد متعالية
فانعم و لذ ودّا لها متملكا * ما دامت الشمس المنيرة جارية
( 1041 ه ق ) ( ص 569 )
سيد عماد الدّين بن بركات بن جعفر حجازى يكى از علماى عرب در نزد مولانا احمد در سال