علمى نداشت ، فردى بىنظير بود .
تأليفات :
1 - رسائل حدوث ماده ( چهار جزء ) چاپ شده ؛
2 - روزنامچه سياحت ( شامل وضعيت سياحت و سفر به كشورهاى عراق ، عربستان ، ايران ، جنوب روسيه ، لبنان ، سوريه ، مدينه و مصر ) ، چاپ شده در تاريخ 1330 ه ق ؛
3 - اصلاح معاشرت و اسلام ؛ ( متن سخنرانى وى در نجف اشرف . ترجمهء اردوى آن از خود مؤلف نيز موجود است ) .
4 - دانشجو و هدف زندگى ؛
5 - رسول و اخلاق در اسلام ( براى كودكان ) .
تأليفات انگليسى :
1 - سياست انگلستان در ايران و پيامدهاى آن ؛
2 - نامه به مسلمانان تحصيلكرده ؛
3 - نامه سرگشاده به لرد كرزن ؛
4 - مقالهها .
نام اين كتابها در صفحهء پايانى روزنامچهء سياحت موجود است .
ايشان داماد فرزند بزرگ خواجه الطاف حسين حالى بود .
غلام حسنين ، كنتورى ص 420 - 419
وى به نام علامه كنتورى معروف است . در شب وفات وى ماه گرفتگى روى داد و مردم آن را به عنوان غم و اندوه همگانى تلقى كردند ، درحالىكه براساس حديثى معروف از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين فقط يك وهم است .
غلام الحسنين ص 421 - 420
از آثار وى كتابى با عنوان « ترجمهء فلسفه هربرت اسپنسر » است . اين اثر ترجمهء كتاب هربرت اسپنسر با عنوان « فلسفهء تعليم » است . انجمن شرقى اردو در لاهور ، آن را به چاپ رساند كه نخستين كتاب منتشره توسط اين انجمن بود .
در مجلهء اصلاح ( مورّخ 1331 ه ق ) ، به كتاب وى با عنوان « تنقيد لطيف » اشاره شده است . همچنين الذريعة « الاسلام و توحيد » را به زبان انگليسى ياد كرده است .
غلام السيدين ، خواجه ص 424 - 423
در شرح حال وى اين جمله افزوده مىگردد :
وى عضو فعال انجمن كل وظيفه سادات و مؤمنين هند بود و در جلسهء ساليانه 1953 م كه در رامپور برگزار شده بود ، وى به عنوان رئيس جلسه انتخاب شد و مدت سه سال اين سمت را برعهده داشت .
غلام حيدر شاه ص 425
شاه غلام حيدر اهل حسينآباد واقع در بلوك مونگير بود . وى شخصى زاهد ، متقى و روحانى بود و نامش تا امروز بر سر زبانهاست . وى مدتى امام جماعت در مومباسا ( كنيا ) بود و مردم آنجا تا به امروز ، نام او را با احترام ياد مىكنند .
غلام صادق ص 426
مولانا سيد غلام صادق ، پسر عمو و شاگرد سيد حسن باخدا بود .
غلام مهدى ، مدراسى ص 426
از مولانا غلام مهدى در ضمن شرح حال غلام امجد على خان در صفحهء 418 نيز ياد شده است .
غنى نقى ، زيدپورى ص 428 - 427
از تصانيف وى ، « رسالهء فرقيه لغت قريب المعنى » است . در الذريعة عنوان آن ، اينگونه آمده است : « فروق اللغات فى الفرق بين المتقاربات » .