خود نشاند .
آن مرحوم وصيت كرده بود كه رحلتش را اعلام نكنند و در تشييع جنازه تأخير نشود ، جايى كه فقراى مؤمن را غسل مىدهند در همان جا غسل دهند و اگر ممكن باشد در مزار شهيد ثالث در آگره دفن كنند .
درگذشت وى در لكنهو ضايعهء عظيمى ببار آورد ، چرا كه وجود آخرين شخصيت بزرگ شبه قارهء هند از دست رفته بود .
جنازهء وى در 21 مارس 1943 م از لكنهو بهسوى آگره برده شد ، از لكنهو تا آگره ، مردم در هر ايستگاه ايستاده و شديدا متأثر بودند و پس از رسيدن به مقصد در روز بعد به خاك سپرده شد .
ناصر الملّة آخرين و بزرگترين عالم دوران ما بود ، مردم آفريقا ، كشمير ، برمه ، شبه قارهء هند ، ايران و عراق و تمام دنياى شيعه او را رهبر عظيم خود مىدانستند ، وجود وى براى ملت سبب اتحاد بود .
نظام دكن ، استاندار يوپى ، امرا و نوابان همه و همه از وى حساب مىبردند او فرزندان لايقى از خود باقى گذاشت .
يك دخترش زوجهء سيد ابو محمد جرولى بود كه در تجويد و قرائت ، فقه و حديث و تاريخ تبحر داشت و عالمى جليل و خطيب و عابد و زاهد بود و دختر ديگرش كه مادر مولانا سيد ضياء الحسن موسوى بود ؛ مولانا محمد نصير درگذشته به سال 1386 ه ق ( ر . ك : شرح حالش ) ؛ احمد سعيد كه در كودكى درگذشت ؛ مولانا محمد سعيد درگذشته به سال 1387 ه ق ( ر . ك : شرح حالش ) .
شاگردان او عبارت بودند از : فهرست اسامى شاگردان ناصر الملّة بسيار است ، بنابراين به چند نفر اكتفا مىكنيم :
مولانا سبط حسن ؛ مولانا مفيد حسين زيدپورى ؛ مولانا عالم حسين ؛ مولانا مختار احمد ؛ مولانا محمد هارون ؛ مولانا فدا حسين ؛ مولانا شبير حسين ؛ مولانا عباس حسين ؛ مولانا محمد حامد زيدپورى و مولانا محمد داود زنگىپورى .
تمام زندگى ناصر الملّة در تصنيف و تأليف صرف شد . طرحى كه پدر بزرگوارش داشت و آن مرحوم نيز در زندگى وى بر همان نهج كار مىكرد . انشاى خطبهها و اشعار عربى تفريح وى بود و بدون شكّ يكى از ادباى بزرگ زبان عربى به شمار مىرفت . مولانا عبد الحىّ تعداد زيادى از اشعارش را در نزهة الخواطر نقل كرده است .
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 670
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٦٧٠