كرشننگر به عنوان خطيب و امام جمعه و جماعت مشغول به كار شد .
وى در سال 1960 م به زيارت عتبات عاليات و در سفر دوم به حج رفت . مولانا به زبان عربى شعر مىسرود و نيز به زبان اردو مقالات فراوانى مىنوشت ، ولى اشعار و مقالاتش را جمعآورى نكرد ، مولانا قمر الزمان يك قطعه از اشعار او را به زبان عربى در همين كتاب آورده است . خوانندگان مقالات و مجلات به زبان اردو آگاهند كه نوشتههايش از سلاست و روانى بيان و استدلال و نيز از برجستگى و سادگى كامل برخوردار است .
مولانا خطيبى بلندمرتبه بود و چون به صرف و نحو و تفسير قرآن مجيد علاقه داشت بنابراين براى استدلال گفتارش از آيات قرآنى دليل مىآورد و نكات تفسيرى و حقايق تاريخ را به زبان بسيار شيوا بيان مىكرد . او لحنى باوقار داشت و در گفتگوهايش محتاط بود و پيوسته با صداى ملايم خود شنوندگان را مجذوب مىكرد و از اين طريق ذهن شنوندگان را بيشتر تحت تأثير قرار مىداد .
در 24 ذىالحجّه 1400 ه ق در روز عيد مباهله بعد از انجام فريضهء مغربين و انجام سخنرانى درحالىكه به منزل برمىگشت مورد هجوم فردى خائن قرار گرفت و نتوانست جان سالم بدر ببرد .
سرانجام در روز جمعه 28 ذىالحجه 1400 ه ق / 7 نوامبر 1980 م دار فانى را وداع گفت و در كربلاگامهشاه لاهور به خاك سپرده شد .
تأليفات او عبارتند از : ترجمهء زيارت ناجيه و پرده و نيز فدك و بعضى از رسائل و مقالات ديگر .
وى فرزندى به نام نصير عالم نيز داشته كه داراى مدرك دكتراى علوم بوده است .
محمد جعفر حسن 1258 ه ق / 1842 م 1332 ه ق / 1914 م
مولانا شيخ محمد جعفر حسن فرزند مولانا على حسين فرزند مولانا الطاف على بدايونى از اولاد حضرت محمد بن ابى بكر رضوان اللّه تعالى عليه بود .
مولوى محمد حسين تاريخ ولادتش را 1240 ه ق و مولانا محمد اعجاز حسين سن او را هنگام وفاتش هفتاد و چهار سال نوشته است ، بنابراين از نظر من در حدود سال 1258 ه ق در بدايون متولد شده است . مولانا محمد جعفر نزد علماى معاصر علوم دينى را فراگرفت و از شيخ