مسجدى به خاك سپرده شد .
همسر مولانا ، مجالس زنانه را در محلهء خضرى ، لاهور تشكيل داد و بدان سبب آن منزل به نام حسينيهء بوبوجى معروف شد . سيد اشرف النساء بوبوجى يكى از زنان نيكوكار لاهور بود .
( ر . ك : حيات اشرف ) يك دختر به نام احمدى بيگم هم داشت .
كتابخانهء مولانا در مدرسة المؤمنين انباله هنوز باقى است .
علوى خان ، معتمد الملك ( حكيم ) 1080 ه ق / 1670 م 1160 ه ق / 1747 م
محمد هاشم بن هادى بن مظفر الدّين حسين علوى از اولاد جناب محمد حنفيه بود و در رمضان سال 1080 ه ق در شيراز پا به عرصهء ظهور نهاد .
وى نزد پدرش و ملا لطف اللّه شيرازى و آخوند مسيحا درس خواند و در سن سىسالگى در 1111 ه ق به هندوستان رفت و در نزديكى قلعهء ستاره به خدمت عالمگير ( شاه ) رسيد ، پادشاه خلعت و منصب به او عطا كرد و در خدمت شاهزاده محمد اعظم مقام يافت .
حكيم محمد شفيع شوشترى به خاطر عظمت نسب علوى و مرتبهء علم و كمال او را به دامادى خويش پذيرفت . در زمان شاه عالم بهادر شاه حكيم هاشم به عزت و مقام بالاترى رسيد و به او لقب « علوى خان » و نيز منصب و املاك داد .
بهادر شاه قطب الدّين شاه عالم در سن هفتاد و يكسالگى در 21 محرم 1124 ه ق وفات يافت و مدتى بعد معزّ الدّين جهاندار شاه بر تخت جلوس كرد و سپس ملوكالطّوايفى آغاز شد .
محمد شاه در ذيقعده 1131 ه ق بر تخت نشست و در دربار محمد شاهى ، حكيم علوى خان به اوج شهرت رسيد . پادشاه او را بعد از يك معالجهء بسيار مهم با طلا و نقره وزن كرد و آنها را به او بخشيد و منصب هشت هزارى با مقررى ماهانه سههزار روپيه همراه با لقب معتمد الملك به وى عطا كرد .
نادر شاه هنگامى كه خواست به ايران برگردد ، اصرار ورزيد كه حكيم علوى خان را همراه خود ببرد . حكيم شرط گذاشت كه هروقت از علاج پادشاه فارغ شود به او اجازهء حج و زيارت بدهد .
نادر شاه به وعدهء خود وفا كرد و داستان كامل را منشى حكيم ، عبد الكريم كشميرى در كتابى تحت عنوان « بيان واقع » نوشته است . ( اين كتاب از طرف دانشگاه پنجاب در سال 1970 م به چاپ رسيده است ) .