تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
كشتيد كه اگر پيغمبر عاليقدر اسلام صلى اللَّه عليه و آله ايشان را درك ميكرد دهانشان را ميبوسيد و آنان را در كنار خويشتن جاى ميداد . سپس گفت : اى خدائى كه آفرينندهء آسمانها و زمين‌هائى ، عالم به غيب و شهود ميباشى ، تو در بارهء آنچه كه بندگانت اختلاف دارند حكم خواهى كرد . از جمله مواردى كه پيامبر اعظم اسلام حضرت حسنين را بر خود مقدم داشت اين بود كه حضرت امير ميفرمايد : مسلمانان دچار يك تشنگى شديدى شدند . حضرت فاطمهء اطهر حسنين را بحضور رسول خدا آورد و گفت : ايشان كودك ميباشند و طاقت تشنگى ندارند پيغمبر خدا امام حسن را خواست و زبان خود را در دهان آن حضرت نهاد ، امام حسن زبان آن بزرگوار را بقدرى مكيد كه سير آب شد ، اين عمل را نيز با امام حسين عليه السّلام انجام داد . ابو صالح مؤذن و گروه متعددى از اهل تسنن از حضرت امير و ام سلمه و ميمونه روايت كرده‌اند كه گفتند : ديديم پيغمبر معظم اسلام پاى خود را زير لحاف يا لباس كرد ( و استراحت نمود ) و امام حسن طلب آب كرد ، پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از جاى بر جست و پستان ناقه‌اى را كه نزد ما امانت بود مكيد و شير آن را در ميان ظرف ريخت و بدست امام حسن داد . امام حسين برجست كه آن ظرف شير را از دست امام حسن بگيرد . ولى رسول اكرم نميگذاشت . فاطمهء زهراء گفت : پدر جان ! گويا امام حسن نزد تو محبوب‌تر باشد ؟ ! پيامبر عاليقدر اسلام فرمود : نه ، وى نزد من محبوبتر نيست ، ولى حسن قبل از حسين طلب آب كرد . من و تو و اين دو كودك و اين شخصى كه روى خاكها است يعنى حضرت امير فرداى قيامت در يك مكان خواهيم بود . 50 - نيز در كتاب مناقب از ابو هريره روايت مىكند كه گفت : من ديدم پيامبر اعظم اسلام لعاب دهان حسن و حسين عليهما السّلام را مىمكيد آن طور كه مردى ميوه‌اى را بمكد .