تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
مسأله 4 - در امثال پيچيدن طناب و آنچه بعد از آن پيش مىآيد چنانچه آن را به صورت منقطع‌النفس بيرون بياورد يا غيرمنقطع اما نفسش بىنظم شود بنابراين در اثر آنچه كه بر روى وى انجام شده بميرد اين عمل عمد است و بر او قود ( قصاص ) است . مسأله 5 - اگر يكى از كارهاى ذكر شده ( در بالا ) را با كسى ، به اندازه‌اى كه امثال او غالباً با چنين كارى نمىميرند ، انجام دهد سپس فرد را آزاد كند پس به سبب و دليل او بميرد چنانچه قتل را - حتى به اميد قتل - قصد نموده باشد در اين عمل قصاص است در غير اين صورت بايد ديه بدهد . و همچنين است ( همين حكم را دارد ) اگر چيزى به شكم فردى بكوبد كه معمولًا كشنده نيست و نمىكشد يا بيضه‌اش را فشار دهد پس فرد بميرد يا به صورت قطع شدن نيرو ، او را آزاد كند سپس او بميرد . مسأله 6 - اگر شخص به سبب بيمارى يا كوچكى يا بزرگى و مانند اينها ضعيف باشد پس آنچه را كه در مسأله قبل ذكر شد با او انجام دهد ظاهراً در آن قصاص است حتى اگر قصد قتل او را نكرده باشد ( البته ) با علم به اينكه وى ضعيف است و گرنه ( در صورتى كه نداند او ضعيف است ) تفصيل بحث مانند مسئله گذشته است . مسأله 7 - اگر براى مثال فرد را با عصا بزند سپس او را بلند نكند تا وى بميرد يا به صورت تكرارى او را بزند به طورى كه فردى مانند او مثل چنين ضرباتى را تحمل نمىكند مانند اينكه ضربه‌زننده نيرومند است يا اينكه نسبت به زمان قابل تحمل نباشد مانند فصل سرماى شديد و فرد بميرد اين عمل قتل عمد است مسأله 8 - اگر فردى را با آنچه كه موجب قتل نمىشود بزند سپس به دنبال آن به سبب آن زدن بيمار شود و به همان بيمارى بميرد ظاهر اين است كه با عدم قصد قتل ، قتل عمد نبود و قودى ( قصاصى ) نيست ؛ و با قصد قتل قود ( قصاص ) بر او است ( قتل عمد است ) . مسأله 9 - اگر فردى را از غذا و نوشيدنى براى مدتى منع كند به طورى كه مثل آن فرد با چنين عملى زنده و باقى نمىماند اين عمل عمد است اگرچه قصد قتل ننمايد و اگر اين ممانعت از خوردن و آشاميدن براى مدتى باشد كه امثال آن فرد معمولًا آن را تحمل مىكنند و به آن سبب نمىميرند و ليكن وى بميرد يا بدان سبب مريض شود و سپس بميرد در اين امر كه قتل مورد قصد بوده حتى به اميد قتل يا نه تفصيل وجود دارد . مسأله 10 - اگر فردى را درون آتش بيندازد پس فرد نتواند از آتش بيرون بيايد تا بميرد يا او از بيرون آمدن فرد از آتش جلوگيرى كند تا فرد بميرد به اين دليل كشته مىشود و در صورتى كه فرد كشته شده از روى عمد و يا از روى سهل‌انگارى بيرون نيايد قودى ( قصاصى ) وجود ندارد و ديه‌اى نيز نيست و ديه‌ى جنايت انداختن در آتش بر او است و اگر حال او معلوم نشود ( يعنى مشخص نشود از روى عمد خارج نشده يا نمىتوانسته