همان كارى را انجام دهد كه زن گفته است و شوهر او بر اين قرار زن خود را طلاق دهد در اين حالت آيا خلع صحيح است يا نه ؟ دو وجه بلكه دو قول وجود دارد كه قول دوم خالى از رجحان نيست و خلع باطل است ، همچنان كه صحيح نيست اينكه شخص متبرعى فديه خلع را به ذمهء خود بگيرد و بعد از پرداخت آن هم از زن مطالبه نكند ، پس اگر زنى به شوهر خود بگويد مرا در مقابل خانهء فلانى يا در مقابل هزار تومان در ذمهء فلانى طلاق بده و او هم بر اين قرار طلاق بدهد آن خلع صحيح نيست ، طلاقش هم نه رجعى است نه غير آن هر چند كه آن شخص قرارداد زن و شوهر نسبت به خانه و پول خود را قبول كند ، مگر آنكه مرد بعد از خواندن صيغهء خلع ( كه گفتيم هيچ اثرى ندارد صيغهء طلاق را هم جارى ساخته باشد و يا همان خلع را با صيغهء طلاق انجام داده باشد كه اگر چنين كرده باشد زن خود را بدون گرفتن فديه از او طلاق داده و چيزى از او طلبكار نمىشود .
مسأله 11 - اگر پدر زن به داماد خود بگويد : دخترم را طلاق بده در عوض آن ذمهات از مهريهء او برى باشد و زن هم بالغه و رشيده باشد مرد هم طلاق بدهد طلاق صحيح است البته اگر همه شرايط و شرطى كه در مسألهء قبل بيان شد ( يعنى لفظ طلاق را به كار برده باشد ) داشته باشد به عنوان طلاق رجعى محسوب مىشود نه به عنوان خلع ، در نتيجه نه ذمهء پدرش مشغول به آن مبلغ است و نه زن ملزم به برى الذمه كردن مرد ، بله زن مىتواند شخصاً و به ميل خود ذمهء شوهر را برى نمايد لكن بازهم طلاقى كه داده شده خلع نمىشود .
مسأله 12 - اگر مال ديگران و يا مالى كه براى مسلمان ماليت ندارد نظير شراب را فديه قرار دهند با علم به اينكه شراب ماليت ندارد آن فديه و بذل آن باطل است و در نتيجه خلع نيز باطل مىشود و طلاقى كه واقع شده ( البته به شرطى كه صيغهء طلاق هم بر صيغهء خلع اضافه شده باشد ) طلاق رجعى است و در صورتى كه از روى جهل مال ديگران را فديه قرار داده باشند مشهور گفتهاند خلع صحيح است و زن ضامن است مثل آن مال يا قيمت آن را به شوهر بدهد لكن اين فتوا محل تأمل است .
مسأله 13 - در خلع بنابر احتياط شرط اين است كه كراهت زن از مرد خيلى شديد باشد و صرف بىميلى كافى نيست بلكه بايد به حدى باشد كه ترس آن رود كه از نظر گفتار و كردار و غيره از طاعت خدا بيرون شده گرفتار معصيت شود .
مسأله 14 - ظاهراً بين اينكه آن كراهت شديد كه شرط در صحت خلع است ذاتى و ناشى از خصوصيات شوهر از قبيل زشتى صورت و قبح منظر و تندخويى و فقر و امثال اينها باشد و يا ناشى از پارهاى عوارض از قبيل داشتن زنان متعدد يا ادا نكردن حقوق
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٦٨