و در همان سال از دنيا رفت آن زن از او ارث نمىبرد . مگر آنكه مرگ وى در زمان عدهء رجعى باشد . شرط سوم اين كه طلاق به درخواست زن نباشد پس در طلاق خلع و مبارات كه طلاق به درخواست زن است ارث نخواهد برد .
مسأله 12 - جايز نيست بر كسى كه همسرش را به صورت رجعى طلاق داده ، زن را از خانه بيرون كند و بايد صبر كند تا عدهاش به سر آيد مگر آنكه عمل فاحشهاى انجام دهد كه موجب حد است همانند زنا و يا عملى انجام دهد كه باعث نشوز است كه در اين دو صورت نيز مستحق نفقه نخواهد بود ، اما مطلق انجام معصيت باعث جواز اخراج او از خانه نيست و آيا فحاشى كردن زن و آزار رساندن به اهل خانه مىتواند مجوّزى براى اخراج او از خانه باشد ؟ محل اشكال است و بعيد نيست كه به طور كلى هر عملى كه موجب حد شرعى باشد موجب سقوط حق او نيز گردد . و اين كه گفتيم نشوز حق را باطل مىكند در صورتى است كه به انجام آن ادامه دهد ، و اگر دست از آن بردارد ، حق او نيز عودت مىكند . و اين مسأله كه گفتيم اگر بدون اذن شوهر بيرون رفت ، نشوز است در غير موارد ضرورى واجب است البته واجبى كه وقت آن تنگ و فوت شدنى باشد .
رجوع
منظور از رجوع ، برگرداندن زن مطلقه به نكاح قبلى اوست و اين در ايام عده آن هم در طلاق رجعى امكانپذير است . پس اين مسأله در طلاق بائن وجود ندارد و در طلاق رجعى بعد از اتمام عده نيز اين حق وجود ندارد .
مسأله 1 - رجوع به همسر مطلقه يا زبانى است و آن عبارتست از هر عبارتى كه دلالت به آن كند مانند اينكه بگويد من تو را به نكاح خود بگردانيدم و همانند آن و يا عبارتى كه كلمهء رجوع در آن نباشد امّا دلالت بر بازگشت زوجيت كند مانند اينكه بگويد تو را به نكاح قبلىام برگرداندم و يا بگويد تو را در نكاح خود نگه داشتم و در همه اين عبارات انداختن كلمه الى نكاحى نيز جايز است و لازم نيست كه حتماً به عربى گفته شود بلكه به هر زبانى كه گفته شود و اين معنا را برساند كافى است . و يا عملى باشد مانند اينكه با زن كارى كند كه نشان رجوع است مانند آنكه او را ببوسد و يا وطى نمايد و يا دست بر بدن او بمالد با شهوت و چه بدون شهوت .
مسأله 2 - حلال بودن وطى و يا حداقل بوسيدن و لمس كردن ، چنين زن مطلقهاى نيازى به اين ندارد كه قبلًا به زبان آورده شود ؛ زيرا مطلقه رجعى در حكم همسر آدمى است .
حال آيا رجوع شده اين گونه كارها مشروط بر اين است كه قصدش از اين كار رجوع