با قتل اين سردار جنگ بپايان آمد . « 1 »
14 - در جريان جنگ فوق محمود را خبر رسيد كه سيد عبد اللّه مشعشع والى عربستان بر خيمهگاه وى حمله برده است « 2 » و بايد مدد بفرستد . محمود در آن وقت سخت به كار جنگ مشغول بود و خود در وضعى وخيم قرار داشت . در جواب گفت : « بگذار آنان خزانه مرا غارت كنند و اموال مرا برگيرند . اكنون ما را بايد كه از سر جان به جنگ بپردازيم . اگر آنان پيروز آمدند ، اموال ما را خواهند گرفت ، دير يا زود آن اهميتى ندارد ؛ و اگر بخواست خدا فتح و ظفر ما را نصيب افتاد ، نه تنها اموال خويش را باز به چنگ خواهيم آورد بلكه همهء خزانهء آنان نيز از ما خواهد بود . بدين سان والى عربستان بىمزاحم همهء خزانه و اموال محمود را به باد غارت داد .
15 - چون جنگ به پايان آمد از ايرانيان 1700 نفر و از افغانان 130
هامش
بالا 42 و در آنجا كه سطح آب قرار داد تقريبا 15 پا است .
( 1 ) - شرحى را كه مؤلف از جريان قتل رستم خان آورده است با آنچه درDagergister، منبعى كاملا مستقل و معاصر ، آمده است تطبيق مىنمايد . جالب توجه است كه كيخسرو خان ، نابرادرى رستم خان و برادر وختانگ خان ، به همين ترتيب وقتى كه در سال 1711 ميلادى ( 1122 ه . ق ) به جنگ افغانان غلزايى مشغول بود ، عرصه هلاك گشت . رجوع كنيد بهSekhniaChkh eidze'sChronicleكه به وسيله مسيو . ف بروسه (F . brosset) از گرجى ترجمه شده و در كتاب معروف تاريخ گرجستان وى ، جلد 2 ، جزء 2 ، ص 31 آمده است . ( ل . ل ) .
براى اطلاع از شرح روشنتر وقايع جنگ رجوع كنيد به لامامى دوكلراك ، جلد اول ، ص 242 - 238 . كه ذكر آن در پاورقى ص 47 كتاب گذشت .
( 2 ) - در متن لغت صندوق خانه به معنى خزانه به كار رفته است . در ساير منابع آمده است كه والى بر خيمهگاه محمود حمله برد و با مردان خويش ، به جاى اينكه از پشت بر دشمن حمله برد ، مشغول غارت اموال او شد . ( ل . ل ) .