و سه ديگر تنزل و سست شدن روحيه و تربيت سپاهيان ايرانى ، كه عمده علت آن عدم توجه و رسيدگى به امور لشگرى بود ، و جزيى از علل آن البته نتيجهء دورهء طولانى صلحى است ، كه پس از انعقاد عهد نامهء 1639 ( 1048 ه . ق ) با عثمانى پيش آمد ، و سرانجام بازگشت تعصبات و تضيقات مذهبى در آخرين سال سدهء هفدهم . « 1 »
بطورى كه در جاى ديگر نيز متذكر شدهام « 2 » ، در اهميت يادداشتهاى گيلاننتز از لحاظ منابع تاريخى ، جاى هيچ شك و شبه نيست . به عقيدهء من ارزش آن عمده از جهت مدخليتى است كه يك نفر ارمنى بنام ژزف اپى ساليميان « 3 » در آن پيدا مىكند .
پيش از آنكه من به ترجمهء روسى پرفسور پاتكانوف از گزارشهاى گيلاننتز دسترسى پيدا كنم ، در نامههاى آنژدو گاردان ، « 4 » كنسول فرانسه در اصفهان ، و در كتاب بسيار نفيس : « تاريخ ايران از آغاز سدهء حاضر » « 5 » تأليف لوبى آندره دولامامى دوكلراك ، « 6 » به تضاعيف به نام ژزف اپى ساليميان برخورد نموده بودم ، كه همه جا به قول او استناد شده بود . همچنين يادداشتهايى چند
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به كتاب من : « سقوط سلسله صفويه و تصرف ايران بدست افغانان » ، كمبريج 1958 ، ص 31 - 32 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 504 - 509 .
( 3 ) -Joseph Apisalaymian. فى الحقيقة 82 قسمت از 133 قسمت گزارشهاى گيلاننتز از اين شخص است .
( 4 ) -AngedeGardaneكه ژزف اپى ساليميان در نزد وى به سمت منشى و مترجم خدمات ذيقيمتى به انجام آورده است .
( 5 ) -HistoiredePer sedepuisleCommen cementdeceSiecle( 6 ) -Louis - Andrede LaMamiedeClairac