[ داستان شمارهء ] : 37
اسميعيلويه ناخدا مىگفت در نواحى علياى كشور زنگ معادن طلا وجود دارد كه اغلب در زمينهاى شنزار يافت مىشود . اهالى آن محل براى بدست آوردن طلا به كندن زمينهاى معدنى مىپردازند . گاهى در حين كاوش زمين ، به لانههائى برمىخورند كه مانند لانه مورچه داراى نقبها و كندههائى مىباشد و از آن لانهها مورچههاى بسيارى به بزرگى گربه بيرون مىآيند و اهالى آنها را تكهتكه كرده مىخورند .
در سال 306 احمد بن هلال امير عمان از جمله هدايائى كه براى المقتدر خليفه فراهم ساخته بود مورچه سياهى بود مانند گربه كه آن را در قفسى آهنين و پيچيده به زنجير نهاده بود ، اين مورچه در راه نزديك ذى جبله مرد ولى جسد او را موميائى كرده سالم به بغداد بردند و به نظر خليفه و اهالى شهر رسانيدند . مىگفتند خوراك اين مورچه هر روز صبح و عصر دو ليور ( هر ليور 500 گرم ) گوشت بوده است كه قطعه قطعه كرده به او مىخورانيدند .
[ داستان شمارهء ] : 38
محمد بن بابشاد مىگفت : از شخصى كه به كشور وقواق سفر كرده بود شنيدم كه در آن سرزمين درختى است بسيار عظيم داراى برگهاى گرد و گاهى دراز ، ميوهء آن درخت شبيه است به كدو اما بزرگتر از آن كه به صورت انسانى ماند ، هنگام وزش باد ميوهها به حركت درآيند و از داخل آن صدائى برآيد اين ميوه همچون ميوهء عشر « 1 » پرباد است
هامش
( 1 ) - عشر : ( به ضم اول و فتح ثانى ) المنجد مىگويد يك نوع درخت كوچكى است كه در آسياى جنوبى و بلاد عرب و افريقاى استوائى مىرويد و از آن صمغ مىگيرند .