نرى را كه باعث آبستن ماده مىشد حمايت مىكرد و ماده شتر نذرى را آزاد مىكرد ، عمرو بن لحى بن قمعة بن خندف ؛ جدّ خزاعه بود ، گو اين كه خزاعهاىها از فرزندان عمرو بن عامر بن غسان بودند .
زبير بن به كار مىگويد : در كتابى كه گويند از كتابهاى عبدالحكم بن ابىغمر است ، ديدم : وقتى الياس بن مضر به سن بلوغ رسيد و تغيير در آداب و سنن پدران را از سوى خاندان اسماعيل مشاهده كرد ، آنان را نكوهش نمود و اينجا بود كه فضيلت و برترى او در ميان آنان آشكار شد و او نيز به سمت آنان گرايش پيدا كرد و ايشان را وحدت بخشيد و آن چنان به گرد وى جمع شدند كه تا آن زمان پس از « ادر » در مورد كسى اتفاقنظر پيدا نكرده بودند . الياس آنان را بهطور كامل به سنت آباء و اجدادى بازگرداند و او نخستين كسى است كه براى كعبه شتر قربانى كرد ، يا اين كه در زمان وى چنين امرى مرسوم شد . و نيز نخستين كسى است كه پس از ويرانى كعبه بر اثر توفان نوح عليه السلام حجرالأسود را در زاويه كعبه قرار داد ؛ تا مردم از آن بهرهمند گردند .
برخى از مردم مىگويند : پس از ابراهيم و اسماعيل ، كسان زيادى به هلاكت رسيدند ولى عرب همچنان الياس بن مضر را همانند انسانهاى حكيم و خردمند مثل لقمان حكيم و مانند او ارج مىنهادند و گفته مىشود : كمتر پيامبرى است كه معلوم باشد از كجا يا از كدام امّت است ! و خداوند متعال دربارهء وى فرموده است :
وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ .
« 1 »
فاكهى ، از عبد الملك بن محمد و او از زياد بن عبداللَّه نقل كرده كه ابناسحاق گفت :
گويند نخستين پيامبر از ميان فرزندان اسماعيل « حرب » بود كه ميان سعدالعشيره و مَعَدّ قرار داشت و همچنين گفتهاند : آنها كه از يمن بيرون شدند و به سرزمين نجد آمدند ، دعوت ابراهيم براى فرزندان اسماعيل را در ميان طايفهء معد بن عدنان كه به سعدالعشيره تعلّق گرفته بود ، مىشنيدند . در آن زمان خاندان كنانه در حرم مكه اقامت گزيده بودند كه بر سر
هامش
( 1 ) . الصافات : 123