يَعْقُوبَ در قرائت كسى كه يعقوب را منصوب مىخواند ، معنى آيه چنين است : « پس از اسحاق ، مژدهء يعقوب را داديم »
چگونه است كه مژدهء ( تولد ) اسحاق داده مىشود و مىفرمايد از او يعقوب زاده مىشود ، و سپس فرمان ذبح وى صادر مىگردد ؟ پاسخ آن است كه اين استدلال از نظر نحوى ، باطل است ؛ زيرا آخر كلمهء يعقوب مجرور ( مكسور ) نيست كه عطف بر اسحاق شده باشد و اگر چنين بود ، بايد مىگفت : « و من وراء اسحاق بيعقوب » ؛ زيرا نمىتوان ميان واو عطف و كلمهء معطوف ، جار ومجرور قرار داد ، عبارت « مَرَّ بِزّيْدٍ وَبَعْدُهُ عمروٍ » نادرست است ، مگر آن كه گفته شود : وَبَعْده بِعَمْروٍ . وقتى مجرور بودن باطل و نادرست باشد ، ثابت مىشود كه « يعقوب » ، منصوب به فعل مقدّر مضمرى است كه تقدير آن « وَهَبْنا لَهُ » مىباشد . بدين ترتيب ادّعاى موردنظر آنها باطل است و آنچه گفتيم ثابت مىگردد . « 1 » در داستان قربانى ، دليل روشنى بر برترى اسماعيل وجود دارد . خداوند متعال در چندين آيه ، اسماعيل را مورد ستايش قرار داده است ؛ مانند :
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ * وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ
« 2 »
« و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل را ( به ياد آور ) كه همه از صابران بودند و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختيم ؛ چراكه از صالحان بودند . »
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا * وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
« 3 »
« در اين كتاب ( آسمانى ) از اسماعيل نيز ياد كن كه او در وعدههايش صادق و
هامش
( 1 ) . الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 17
( 2 ) . انبياء : 86 - 85
( 3 ) . مريم : 54