شريف زيد بن هاشم بن على بن مرتضى علوى حسنى نسبت داده و او را حاكم مدينه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله دانسته و اين در نامهاى كه به شيخ ابوالعباس مذكور نوشته ، مطرح شده است و آن را در كتاب « الجواهرالثمينه على مذهب عالمالمدينه » تصنيف ابنشاش مالكى و به خط ميورقى - كه در « وج » طائف وقف شده است - يافتم ؛ در اين نامه پس از بسماللَّه ، زيدبن هاشمبن على ، آمده است : اين بنده در سه شنبه ، نيمهء شعبان ، در آنجا خدمت كردم كه روى كلمهء شعبان ، « سال ششصد و هفتاد و شش » به خط ميورقى ، افزوده شده است . آنگاه پس از بيان مطالبى ( ابنزيد ) مىگويد : « اين حقير به رغم دشوارىها و رنجهايى كه از هر جهت متحمّل شدهام ، در انديشهء نگارش تاريخ مكّهء مكرّمه بوده و تاكنون حدود پنج جزوه از آن را نگاشتهام » .
من ( فاسى ) ، اين تاريخ را هرگز نديدهام و نمىدانم كه بر چه سياق است ؛ آيا تنها شرح حال و زندگىنامه است يا وقايعنگارى است و مطالبى از اخبار مكّهء مكرّمه و كعبهء معظّمه نيز در آن يافت مىشود ؟
به هر تقدير ، اين اثر خود را « شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام » نام نهادم و آن را در چهل باب ترتيب دادم ، كه عبارتند از :
- باب نخست : دربارهء مكّهء مكرّمه و حكم خريد و فروش و اجارهء خانههاى آن .
- باب دوّم : در نامهاى مكّهء معظّمه .
- باب سوّم : دربارهء حريم مكّهء معظّمه و علّت اين حريم و نشانهها و نيز محدودهء آن و در ضبط الفاظ مربوط به حدود و معناى برخى نامهاى آنها .
- باب چهارم : در ذكر برخى احاديث و رواياتى كه نشان از حرمت مكّه و حريم آن دارد و نيز دربارهء برخى احكام ويژهء آن و شمّهاى از بزرگداشت مكّه و حرم آن ، از سوى مردم و بزرگىِ گناه در آن و در فضيلت حرم .
- باب پنجم : در بيان احاديثى كه دلالت بر فضيلت مكّه بر ساير شهرها دارد و اين كه نماز در آن ، از هر جاى ديگر برتر است و ديگر فضايل آن .
- باب ششم : در مورد اقامت و مرگ در مكّه و اندكى از فضيلت مردم آن و فضيلت
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: محمد مقدس
ص٣٥