تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
متن يكى ديگر از نامه‌هاى ارسالى " آيت الله قمى " به اينجانب هو به‌عرض مىرساند اميدوارم با سلامتى و اميد به الطاف الهى ، همواره شاد و محفوظ بمانيد . روى عقيدتى كه شما را از طرفداران و همفكران در دعوت تقريب مىدانم طبيعى است كه ميل داشته باشم در مواقف حساسهء آن ، در جريان قرار گيريد . با اين فكر اين نامه را مىفرستم و پيوست آن هم قسمتى از كلمهء خود را در احتفال به " العيد الالفى للازهر " فرستادم . آنچه گفته‌ام و به نام " دارالتقريب " هم گفته‌ام تماماً آنچه بوده كه مورد يقين و عقيدتم بود و براى ثبت در تاريخ و استفاده آيندگان گفته‌ام . نه با رسمىها و به قول شما دولتىها يا غير آنها ، از پيش خودمان تماسى گرفته شده و نه موجبى براى آن بوده است و فقط ممكن است براى نشر ، بعدها براى بعضى از نويسندگان فرستاده شود ، چنان كه از مدتى قبل خواسته‌اند ، تا خدا چه خواهد ؟ شما در اين وضع خودتان چنانچه خواستيد يا مفيد دانستيد كه كسى را مطلع فرماييد البته مصلحت‌بينى خود جنابعالى است . از پيش‌آمد پاكستان خيلى ناراحتم ؛ عمرى صرف شد و مردانى عمر خود را با ما صرف كردند كه ديگر چنين نعراتى نباشد . خداى لعنت كند دست‌هايى كه پشت اين فتنه‌ها هستند . در هر صورت كارهايى كرده‌ايم ، ولى با استعدادى كه در خود مسلمان‌ها براى آلت شدن وجود دارد و با احساسات ، خانه‌هاى خود را خراب كرده و باز هم مىكنند ، چه بايد كرد ؟ طفلى است مريض كه دوا را نمىخورد و ظرف آن‌را هم مىشكند . [ اگر ] توضيحى لازم بود يا مطلبى بود تلفن و آدرس مرا داريد . به آن آقاى عزيز دعا مىكنم و مزاحمتى ندارم . العبد : " قمى "