تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
پس از آن بود كه هيئت‌ها شكل گرفت و مجله‌هايى منتشر و كنفرانس‌ها و گردهمايىهايى برگزار شد و بزرگترين خدمت‌ها را به امت اسلامى تقديم داشت و اختلاف هاى موجود در آن‌را كاهش بخشيد و دشوارىها را به ممكن تبديل ساخت ؛ چون تمام كوشش‌هاى خود را روى گسترهء مشترك ميان مذاهب كه گسترهء وسيعى شامل 95 % آن‌را تشكيل مىدهد ، متمركز ساخت ؛ و از سخن گفتن از مسائل اختلافى كه بيانگر تنها 5 % بقيه است ، خوددارى ورزيد و آن‌را به اجتهادهاى بيشتر و طرح دلايلى كه هر طرف را نسبت به درستى اعتقاداتش اطمينان بخشد ، واگذار نمود . اگر ايدهء " تقريب " نخستين بار در پى پايان يافتن جنگ جهانى دوم مطرح شد و مانند واكنشى در برابر آن و بيانگر نياز مسلمانان در آن برهه براى كنارگذاردن اختلاف‌هاى خويش و مطرح شدن به عنوان قدرت برجسته‌اى در جهان پس از جنگ بود ، دعوت به اين كنگره از سوى ايران ( كه داراى مجمعى جهانى براى " تقريب مذاهب اسلامى " است ) در هنگامى مطرح شد كه نياز مبرمى به نزديكى و همدلى مسلمانان و وحدت صفوف ايشان احساس مىشود . وحدتى كه قدرت‌هاى غربى با آن مبارزه مىكنند و تمام تلاش خود را به‌كار مىگيرند تا تحقق نپذيرد . از آن گذشته طبيعى بود كه نگاه‌ها از ايران به " ازهر شريف " دوخته شود ، به تنها مؤسسه‌اى در جهان اسلام كه قادر به اتحّاد مسلمانان است و زمانى كه مقرر داشت تمامى مذاهب فقهى را در برنامه‌هاى آموزشى مراكز و دانشگاه ازهر با بىطرفى كامل و صرفاً علمى بگنجاند ، نزديكى مذاهب اسلامى به يكديگر را تحقق بخشيد . زمانى كه " دكتر محمد سيد طنطاوى " شيخ الازهر شريف ، دعوت ايران براى شركت در كنگرهء تقريب در تهران را به وسيلهء جناب " آقاى سيد هادى خسروشاهى " سفير جمهورى اسلامى ايران در مصر دريافت كرد ، بر اهميت مشاركت خود و گروهى از علماى " مجتمع پژوهش‌هاى اسلامى " در ازهر در اين كنگره آگاهى كامل داشت ؛ بويژه كه برگزارى آن نيز در زمانه‌اى است كه امت اسلامى بيش از هر وقت ديگر نيازمند وحدت كلمه و رويارويى با يورش‌هاى وحشيانه‌اى است كه عليه اسلام