تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
تفرقه و اهانت به علماى دين است كه كار بس زشتى است ؛ از درگاه احديت مسئلت داريم اين ترفند را نيز به خودشان بازگرداند چه او خود فرموده است
: « قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ »
( نحل / 26 ) ( به راستى ، كسانى پيش از ايشان ، نيرنگ باختند و خداوند سراغ بنيان آنان رفت و آن را از پايه بركند و بام از فراز سرشان بر آنها فرود آمد و عذاب از جايى كه درنمىيافتند ، به آنان فرارسيد . ) اى كاش جهان اسلام اين حقايق را مىشناخت و بر رسوايى اين فتنه‌انگيزىهاى ستمگرانه‌اى كه حقوق ملت‌ها و آزادىهاى دينى و اجتماعى آنها را سدّ كرده‌اند ، واقف مىگشت . در پايان از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم تا درد و رنج‌هاى اين امت را پايان بخشد . براى شما نيز دعا مىكنم و بهترين ستايش‌ها را نثارتان مىسازم ، والسلام عليكم . 25 محرم الحرام 1383 . ق / سيد محمدهادى ميلانى بسم الله الرحمن الرحيم دكتر محمد محمد الفحّام شيخ الازهر جناب " شيخ حسن سعيد " از بزرگ علماى تهران . به‌اتفاق علامه بزرگوار و دوست ارجمند " آقاى طالب الرفاعى " با حضور درمنزلم ( شماره 5 ، خيابان على بن ابىطالب ) مرا مفتخر ساختند ؛ اين ديدار ، خاطرات زيبايى را در دلم برانگيخت . خاطرات روزهايى كه در سال 1970 م . در تهران گذراندم و با گروه بزرگى از علماى شيعه اماميه آشنا شدم و وفادارى و بزرگوارى بىنظيرى را در ايشان يافتم . ديدار امروز نيز چيزى جز مظهر وفادارى ايشان نيست ؛ خداوند به آنان پاداش نيكو دهد و كوشش‌هاى نيكوى ايشان در آشنايى با مذاهب اسلامى - كه در واقع و حقيقت در اصول عقيدهء اسلامى كه همه را برگرد اخوت اسلامى و به مصداق آيهء قرآنى
« إِنَّمَا
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 391 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي