تشكر كرد . ام هانى نيز بنا به موقعيتى كه نسبت به على بن ابى طالب داشت ، عده ديگرى را نيز امان داد .
پيامبر خدا ( ص ) ، اهل مكه را مورد عفو قرار داد و به آنها گفت : برويد شما همه آزاديد . و هيچ بتى را در داخل و خارج كعبه براى ايشان نگذارد مگر آنكه آن را جلوى چشمان آنها زير پايش گذاشت و مضمحل ساخت .
در الكشاف زمخشرى در تفسير اين سخن الهى
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ »
آمده است كه جبرئيل به پيامبر گفت : عصايت را برگير و بتها را سرنگون ساز . پيامبر نيز همين كار را كرد ، بتها يكى پس از ديگرى بر زمين مىافتادند . تنها يك بت شيشهاى از « خزاعه » مانده بود كه همچنان بر بام كعبه بر جاى مانده بود . پيامبر به على فرمود :
آن را برانداز و خود به وى كمك كرد تا بالا رود و از آنجا آن را بر انداخت و شكست .
اهل مكه شگفت زده به اين صحنهها نگاه مىكردند و مىگفتند : از محمد ساحرتر نديدهايم !