فرمانش داد تا به جايش بخوابد از اين كار استقبال كرد و طبق آنچه نقل شده به او گفت : آيا اگر من قربانى تو گردم در امان خواهى ماند اى رسول خدا ؟ پيامبر پاسخش داد ؛ آرى پروردگارم چنين وعدهاى داده است . على ( ع ) آمادهء اين كار گرديد و نگرانى و ترسش بر جان محمد ( ص ) زدوده شد و در آن شب با اطمينان و عزمى راسخ و با خيالى راحت به رختخواب پيامبر شد و رواندازى كه هميشه او به روى خويش مىانداخت ، بر خود كشيد .
از اينجا ، پرشكوهترين قصهء فداكارى و جان بازى كه تاريخ به خود ديده آغاز مىشود بىباكان و شير دلان ، در جنگها و نبردها خود را نشان مىدهند و با قهرمانان دست و پنجه نرم مىكنند و روياروى لشكريان قرار مىگيرند و با هر آنچه سلاح و ساز و برگ كه در اختيار دارند به دفاع از خود مىپردازند و غالبا براى لحظات دشوار و تنگنايى كه در آن قرار مىگيرند به پشتيبانى و اتكايى ، اميد دارند و البته گاهى نيز شرايط نبرد ناگزيرشان مىسازد كه به تنهايى در برابر دشمن درآيند ولى اينكه انسانى با اطمينان و آسودگى تمام فرمانبردارانه و بدون هيچ سلاح و ساز و برگى تو گويى براى به آغوش كشيدن دوشيزهء زيبارويى به استقبال مرگ برود و در حالى در رختخواب پيامبر بخوابد كه جز ايمان خود و اطمينان به سلامت جان كسى كه جان فدايش كرده هيچ چيز با خود ندارد ، از هر قهرمانى و ايمانى فراتر مىرود . على ( ع ) به چنين فداكارى تن در داد كه در تاريخ قهرمانيها نظير نداشته و هيچ كس در از خودگذشتگيهاى عقيدتى و در راه حق ، آن را سراغ نكرده است .
روايات حكايت از آن دارند كه توطئهگران كه از جوانان ورزيده و برگزيدهء قريش انتخاب شده بودند خانه را به محاصره در آوردند و از روزنهاى ، چشم به محلى دوختند كه معمولا پيامبر در آنجا مىخوابيد مردى را ديدند كه روانداز خويش بر خود كشيده و در خواب است و مطمئن شدند كه فرد مورد نظر ( پيامبر ) در جاى خود خوابيده است .
و آنگاه كه دو سوم از شب گذشته بود پيامبر كه در گوشهاى از خانه پنهان شده بود از آن خارج گرديد و راه جنوب پيش گرفت و وارد غار « تور » شد و در آن پناه يافت .
در سيرهء ابن هشام و تاريخ طبرى و طبقات ابن سعد آمده كه پيامبر ( ص ) از درب منزل خارج شد و از ميان محاصره كنندگان كه به انتظار تاريكى شب بودند تا نقشهء خود پياده كنند راه گشود و اين آيه را بر زبان آورد :
« وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ »
( سورهء يس - 9 ) ( ما جلو ايشان را سدى