حضرت فرمود اينست كه بايد از شوهر اطاعت كند نافرمانى او نكند بدون اجازه شوهر از خانه چيزى صدقه ندهد حتى بدون اذن روزه مستحبى نگيرد ، اگر ميل آميزشى به او پيدا كرده مانع او نشود ، بدون اجازه شوهر از خانه خارج نشود زيرا اگر بدون اذن او بيرون رود تا هنگامى كه بازگردد ملائكه آسمان و فرشتگان زمين و ملائكه رحمت و ملائكه غضب او را لعنت مىكنند .
پس آن زن عرض كرد يا رسول اللَّه چه كسى به زن بيش از هر كس حق دارد فرمود شوهر او .
عرض كرد آيا من همانند آن حقوقى كه شوهر بر من دارد بر او حق ندارم ؟
حضرت فرمود نه و به اندازه يك صدم حقوقى كه شوهر بر تو دارد تو بر او حق ندارى .
آن زن گفت به حق آن خدايى كه تو را به حق فرستاده است من هرگز خود را در اختيار كسى قرار نداده و شوهر نخواهم نمود .
پيغمبر اكرم فرمود اگر بنا بود كسى را دستور دهم كه بفرد ديگرى سجده كند حتماً امر ميكردم كه زن به شوهر خود سجده كند .
« وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
( خدا عزيز و حكيم است ) يعنى قدرت دارد كه هر چه را خواست منع كند و كسى نميتواند او را از كارش منع نمايد او ، بر هر چيزى غالب است و چيزى نميتواند بر او غالب گردد آنچه حكمت و مصلحت اقتضا كند آن را انجام ميدهد .
بعضى گفتهاند زنى كه پيش از عمل جنسى طلاق داده شده باشد و زن باردارى كه طلاق داده شده از اين آيه نسخ شده است به آيه :
« فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ
« 1 »
مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها »
( زنانى كه قبل از عمل جنسى طلاق مىدهيد عدهاى بر آنها نيست ) و به آيه :
« وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ
« 2 »
أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ »
( زنانى كه باردارند عده آنها اينست كه بارشان را بگذارند ) .
بعضى گفتهاند كه اين دو صورت از آيه بالا تخصيص خوردهاند همانطور كه در آغاز تفسير آيه بيان كرديم .
هامش
( 1 ) - احزاب آيه 49
( 2 ) - طلاق آيه 4