تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
ابليس : آيا مرا در او بهره‌اى هست ؟ جبرئيل : نه . ابليس : آيا در امّت او بهره‌اى دارم ؟ جبرئيل : آرى . ابليس : به همين اندازه راضى و خشنودم .

بازتابهاى ديگر ولادت پيامبر ( ص )

محدّث معروف « ابن شهر آشوب » از امير مؤمنان على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) متولّد شد ، همهء بتها كه در درون كعبه چيده شده بودند ، سرنگون شدند ، وقتى كه شب فرا رسيد ، صدائى از جانب آسمان شنيده شد كه مىگفت :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً .
: « حق فرا رسيد و باطل نابود شد و قطعا باطل نابود شدنى است » . ( اسراء - 81 ) . و روايت شده كه : در آن شب سراسر جهان روشن گرديد ، و هر سنگ و كلوخ و درختى خنديد ، و همهء موجودات در زمين و آسمانها ، خدا را تسبيح كردند ، و شيطان شكست خورد در حالى كه مىگفت : « بهترين امّتها و انسانها ، و گرامىترين بندگان ، و برترين موجودات جهان آفرينش حضرت محمّد ( ص ) است » .

ماجراى عجيب مرد يهودى

مرحوم شيخ كلينى از امام باقر ( ع ) نقل كرده كه فرمود : « هنگامى كه پيامبر اسلام ( ص ) ديده به جهان گشود ، مردى يهودى نزد جماعت قريش كه در ميانشان هشام بن مغيره ، وليد بن مغيره ، عاص بن هشام ، ابو دخرة بن ابى عمرو بن اميّه و عتبة بن ربيعه بودند آمد و گفت : « آيا امشب در ميان شما كودكى به دنيا آمده است ؟ » .