اخسأ عدوّ اللّه فانّه امرنى بغسله و كفنه و دفنه و ذاك سنّة .
: « اى دشمن خدا خاموش باش ، زيرا خود پيامبر ( ص ) به من دستور داد كه او را غسل بدهم و كفن كنم و دفن نمايم ، و اين موضوع ، سنت است » .
سپس منادى ديگرى ندا كرد : « اى على بن ابيطالب ، بدن پيامبر ( ص ) را بپوشان و پيراهنش را از تنش بيرون نياور » .
اينك در اين رابطه به روايات زير توجّه كنيد :
1 - در نهج البلاغه ( خطبه 235 ) آمده كه حضرت على ( ع ) در وقت غسل دادن و كفن كردن پيامبر ( ص ) فرمود :
بابى انت و امّى يا رسول اللّه . . . .
: « پدر و مادرم به فدايت اى پيامبر خدا ! با مرگ تو چيزى قطع شد كه با مرگ ديگرى قطع نشد ، و آن نبوّت و اخبار و آگاهى از آسمان بود ، مصيبت تو اين امتياز را دارد كه از جهتى تسلّى دهنده است ، يعنى از مصيبت تو ديگر مرگها اهميّتى ندارد ، و از جهت ديگر اين يك مصيبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو در سوگند ، اگر نبود كه امر به صبر فرمودهاى و از بىتابى نهى نمودهاى ، آنقدر گريه مىكردم كه اشكهايم تمام شود ، و اين درد جانكاه هميشه براى من باقى بود ، و حزن و اندوهم هميشگى ، و تازه اينها در مصيبت تو كم بود ، امّا حيف كه نمىتوان مرگ تو را باز گردانيد و آن را دفع نمود ، پدر و مادرم فدايت باد ، ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن ، و ما را هرگز فراموش نكن » .
2 - شيخ طوسى روايت كرده : هنگامى كه على ( ع ) از غسل پيامبر ( ص ) فارغ شد ، جامه را از روى صورت آنحضرت برداشت ، سپس خود را به روى آنحضرت افكند و صورت مباركش را بوسيد ، و سپس جامه را بر روى آن جناب كشيد .
3 - در كتاب فقه الرّضا ( ع ) آمده : هنگامى كه على ( ع ) پيامبر ( ص ) را غسل داد و غسل به پايان رسيد ، به چشمان پيامبر ( ص ) نگريست و چيزى در چشمان او ديد ، خود را به روى آنحضرت افكند و زبان خود را به درون چشم پيامبر ( ص ) نهاد
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٢٨