2 - سقايت ( آبرسانى به حاجيان ) .
3 - رفادت ( اطعام و غذا رسانى به حاجيان ) .
4 - رئيس مجلس شوراى ندوه ( امير دار النّدوه ) .
5 - پرچم دادن به پرچمداران جنگ .
به اين ترتيب ، قصىّ عهدهدار سرپرستى تمام امتيازات اجتماعى و سياسى قريش گرديد .
از كارهاى قصىّ اينكه : شهر مكّه را به چهار قسمت بين خود تقسيم كرد ، قريشيان در مكّه خانهها ساختند ، آنها از قصىّ خواستند كه اجازه بدهد تا درختهاى مكّه را ( براى ساختمانسازى در جاى آنها ) قطع كنند ، ولى او به آنها چنين اجازهاى نداد ، آنها در حالى كه درختها و گياهان سر جاى خود بودند ، خانه ساختند ، و پس از آنكه قصىّ از دنيا رفت ، به قطع درختها پرداختند .
قريش ، رياست و سرورى قصىّ را مبارك مىشمرد ، هيچ ازدواجى صورت نمىگرفت مگر در خانهء او ، و در هيچ امرى مشورت نمىكردند مگر در منزل او ، و پرچم جنگ با دشمن ، در خانه او بدست يكى از پسرانش بسته مىشد و هيچ كنيزى هنگامى كه به حدى مىرسيد كه مىبايست لباس مخصوصى بپوشد ، نبود مگر اينكه آن لباس را در خانهء او مىپوشيد ، و دستورات او در حيات و مماتش مانند دستورات دينى در ميان قومش اجرا مىشد .
از كارهاى او اينكه : در كنار كعبه ، دار النّدوه ( مجلس شورا ) تأسيس نمود ، و در آن را در مسجد الحرام قرار داد ، قريشيان امور اجتماعى خود را در آن مجلس ، سامان مىدادند .
هنگامى كه قصىّ به سن پيرى رسيد ، پسر بزرگش عبد الدّار آدم ضعيفى بود ، ولى پسر ديگرش عبد مناف در زمان پدر داراى موقعيّت خوبى بود ، و همچنين ساير پسرانش موقعيت خوبى داشتند .
قصىّ به پسرش عبد الدّار گفت : « سوگند به خدا تو را همسان برادرانت مىكنم
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٨