رابطهاى ندارد بنابراين وقف در روى كلمه ( الصالحات ) وقف تام مىباشد .
علامه مرعشى گفته است :
اگر بگوئى :
به نظر امام دانى « وقف تام در پايان و انتهاى قصص و داستانها است و اين مطلب دليل است به اين كه جملات يك داستان برخى به برخى تعلق دارد و لازمه آن اين است كه در اثناى داستان حضرت يوسف على نبينا و آله و عليه السلام و داستانهاى مشابه آن وقف تامى وجود نداشته باشد با اينكه امام دانى در سوره يوسف اظهار داشته است وقف در
« عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
همچنين وقف در « الخاسرون » - وقف در « لا يشعرون » وقف تام مىباشد در صورتى كه اين وقفها در اثناى داستان يوسف قرار دارد ؟
جواب مىدهم :
در سوره يوسف داستانهاى متعددى است كه تعلق به حضرت يوسف دارد قصه خواب ديدن او در
« عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
و قصه توطئه برادران وى و دور كردن او از جلو چشم پدر در « الخاسرون » و داستان آنچه نسبت به وى روا داشتند در « لا يشعرون » ، تمام مىشود و وضع تا آخر داستان هم كه به آن حضرت تعلق دارد چنين است . بدين ترتيب همه قصههاى متعلق به آن بزرگوار روى هم داستان واحدى را تشكيل مىدهند كه در سوره يوسف آمده است و اين وحدت ، وحدت اعتبارى