صورت گيرد :
الف :
براى بيان جواز وقف باشد يعنى جواز وقف در پايان آيات ، گرچه تعلق لفظى - به ما بعد موجود باشد .
ب :
تعليم فاصلههاى فيما بين آيات به صحابه ، همچنان كه حافظ ابن حجر اين مذهب را دارد ، و تو از علم و دانش او نسبت به سنت پيامبر ( ص ) ، به خوبى آگاه هستى .
و امام مدقق ، علامه جعبرى كه خود از استادان حاذق و مبرز در بيشتر علوم قرآن و علوم دين و لغت مىباشد نيز « همين مطلب » را اظهار داشته است .
و آنچه همهء اهل علم ، اقرار و اعتراف دارند ، و احدى در صحت آن شك و ترديد ندارد اين است : دليلى كه احتمال چيز ديگر روى آن مىرود استدلال كردن به آن ساقط مىباشد .
سوم : با تسليم به اينكه پيامبر ( ص ) ، در پايان آيات وقف مىكرد ، تا بيان فرمايد كه : وقف در پايان آيات ، از سنتهايى است كه انسان در صورت عمل به آنها ، پاداش مىيابد ، در حديث چيزى وجود ندارد كه دلالت كند پيامبر ( ص ) ، چنين كارى را ، در همه قرآن انجام مىداد ، بلكه رواياتى يافت مىشود كه دلالت دارند چنين امرى ، مخصوص سوره فاتحه است .
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: محمود خليل الحصري
ص١١٦