[ ديباچه كتاب ]
بنام ايزد بخشندهء بخشاينده سپاس خدائى را كه مخلوقات را از نيستى تشريف هستى بخشيد و زمان آنانرا پايان مقدّر داشت و خلق آفريد و بازگشتشان بسوى خويش مقرّر فرمود .
كردگار بلندى و پستى * نيستى يافته به دو هستى
ز ادمى تا بجمله جانوران * وز سپهر بلند و كوه گران
همه را در نگارخانهء جود * قدرت اوست نقشبند وجود
نه در آفرينش افراد كاينات از دانش وى نكتهء نهان گشت و نه در ايجاد جملهء موجودات از علمش رازى پوشيده ماند ، عظمت و كبرياى ملك وى باقى و پايدارست و از آن ديگران برگذر و مستعار ، ملكش صورت سستى و فتور نيابد و بروزگاران رنگ تغيّر نگيرد و برفتن سال و ماه بقاى ويرا نقصان نيايد پاك آفريدگارى يكتا و بزرگ خداوندى بيهمتا كه گيتى به دو حرف " كاف و نون " پديد كرد و از عدم بوجود اورد و درود و نيايش ( ن )
درودى بآئينتر از نوبهار * خوش و نغز چون بوى مشك تتار
همى تا فروزد بكاخ سپهر * چراغ مه و شمع پرنور مهر « 1 »
بر راهنماى گمراهان و خاتم پيامبران برازندهء خلعت رسالت و برازندهء لواى نبوت ، محمد صلوات خداى بر وى و آل و اصحاب وى ، كه برگزيده و سرور مردمانند و سرامد همگان ، چراغ تيرگى و ظلمتند ، و آموزگاران كتاب و سنّت .
چنين گويد نيازمند آمرزش يزدان ، گرانبار گناهان ، ربودهء چنگ مصيبت ، دستخوش دست غربت " محمد بن احمد بن على بن محمد منشى نسوى " خداوند كارش باصلاح ارد ، و از هرناپسندش نگهدارد " كه چون در تواريخ گذشتگان و اخبار پيشينيان ، از آغاز انتشار فرزندان آدم در اقاليم عالم ، تا اينزمان " جز ادوار فترت " نگريستم ، چنان ديدم كه هرمورّخ آنچه تاريخنگار سابق آورده ، از سرگرفته و با اندك افزايش و كاهش بازگفته و بدين اكتفا كرده ، و ازين مرحله قدمى پيش ننهاده ، گوئى كمال جهد و غايت
هامش
( 1 ) : ابياتى كه بعلامت " ن " ممتازست از ترجمان كتابست .