بدبختانه باد و رطوبت و مخصوصا دست ناپاك نگاهبانان اين كاشيهاى ممتاز را در پارهاى از جاها درآورده و حفرههاى بدنمائى ايجاد كرده است و اگر چندى اين رويه ادامه داشته باشد و در فكر تعمير و نگاهدارى آنها نباشند از اين پوشش مينائى كه چشم از ديدن آن خيره مىشود چيزى بر جاى نخواهد ماند .
ويرانى كاخها بدست ظل السلطان
ظل السلطان بسيارى از اين كاخهاى عالى و شاهكارهاى ممتاز را كه موجب حيرت ناظرين مخصوصا سياحان خارجى بوده منهدم كرده است .
در واقع آخرين سالهاى حكومت ظل السلطان در اصفهان بمنزلهء طوفان انهدام كنندهاى بوده است . زيرا كه بيشتر اين شاهكارهاى ممتاز را كه در دنيا بىنظير بوده خراب كرده و مصالح آنها را فروخته است . از قصور متعددى كه شاردن در اصفهان ديده و شرح مبسوطى راجع به آنها در كتاب سفرنامهء خود بقلم آورده است اكنون بجز دو سه بناى خراب چيزى باقى نمانده و تقريبا 25 الى 30 سال مىشود كه همه را ظل السلطان ويران كرده است .
حاكم اصفهان
سلطان مسعود ميرزا ملقب بظل السلطان كه مدت مديدى بر اصفهان حكومت ميكرده آدم بسيار عجيبوغريبى بوده است اين شاهزاده در سال 1850 متولد گرديد و نظر باينكه مادرش از طايفهء قاجار نبود ، ناصر الدين شاه مجبور شد كه پسر كوچكتر خود مظفر الدين را كه مادرش از نسل قاجار و ملقب بشكوه السلطنه بود بوليعهدى انتخاب نمايد . ظل السلطان با وجود عدم اقبال توانست با كوشش خود در تمام امور سلطنتى دخالت نمايد . آزادى و اختيار تامى كه پدرش به او داده بود چنان حس خودخواهى و جاهطلبى او را برانگيخت كه منتهى به تنزل مقام و سقوط او گرديد .
اين شاهزاده در سنى بحكومت اصفهان منصوب گرديد كه در آن سن اطفال عموما در فكر بازى و سرگرمى ميباشند ولى او در كوچكى بوظيفهء مهم خود پىبرد