عدهء زيادى از سادات در اين شهر اقامت دارند كه لرد كرزن آنها را چنين معرفى مىكند : « اينان اشخاص متعصبى هستند كه چون هيچوقت مجازات نمىبينند بآزار رساندن سايرين عادت نمودهاند . » اقامت بيگانگان مخصوصا اروپائيان در اين شهر امكانپذير نيست و نظر باينكه سكنه اين شهر تعصب مذهبى فوق العادهاى دارند ممكن است كوچكترين جرقهاى كينههاى ديرينهء مذهبى را تحريك نمايد و شورشى توليد كند .
اين شهر را معمولا دار الامان ميگويند ولى اين كلمه نسبت بعيسويان يا پيروان ساير مذاهب صدق نميكند بلكه فقط دار الامان بزهكاران و جانيان است كه براى فرار از مجازات به اين شهر ميآيند و در زير ديوارهاى مقبره پناهنده ميگردند و نظر بفراوانى همين اشخاص فاسد الاخلاق و موذى است كه گفتهاند : « سك كاشى به از اكابر قم با وجوديكه سك به از كاشى است » بطوريكه قبلا هم ذكر كرديم غير مسلمانان از قبيل يهودىها و ارمنىها و پارسيان نميتوانند در اين شهر اقامت كنند و بكسب و تجارت پردازند ، بطوريكه شنيدم در چند سال قبل چند نفر از خانمهاى انگليسى مأمور شدند كه در تلگرافخانهء هند و اروپائى اين شهر كار كنند . اين خانمها محض احتياط مجبور بودند كه در موقع حركت در كوچه و بازار لباسى از خواهران مسلمان خود بعاريت بگيرند و با روى پوشيده و مستور در چادر حركت نمايند تا از آزار سكنه محفوظ باشند .
ضمائم مقبره
در بالاى گنبد طلائى مقبره ميلهاى كه داراى چند گلوله طلائيست قرار دارد . حواشى درها با كاشيهاى آبى تيرهرنك زينت يافته است . منارهاى كمارتفاع مقبره از كاشيهاى سفيد و آبى كه به شكل شطرنجى و بطور قرينه به كار رفته پوشيده شده است . در پائين مقبره باغ مشجريست كه منزلگاه متوليان مقبره است . چون از بيرون به اين باغ نظرى انداختيم خيابانهائى را ديديم كه باغ را بقسمتهائى تقسيم كرده و درختان گل سرخ خارستان نفوذناپذيرى را تشكيل داده بود .