شده و متعلق بسلاطين صفويه است تابلوهاى نقاشى زياد ديده مىشود كه چندان ذوق و سليقه و هنرمندى در ساختن آنها به كار نرفته است ، جعبههاى موسيقى كار سوئيس و كلكسيون اشياء عاجى و مسواكهاى ساخت اروپا در مجاورت اشياء عاجى حيرتآور ساخت چين قرار گرفته است .
خزانه
قسمتى از موزه كه بيشتر جلبتوجه مىكند خزانهء مخصوص سلطنتى است ، در آنجا جعبه آئينهاى ديده مىشود كه 15 تا 20 سانتيمتر ارتفاع دارد و پر از مرواريدهاى گرانبهاى خاوريست . جعبهء ديگرى هم هست كه پر از قطعات ياقوت كوچك و بزرك است .
در ميان جواهرات سلطنتى تاج بزرگى است كه داراى جيقه الماس درخشانى است . شاه فقط در هرسال يك بار اين تاج زحمتآور را بسر ميگذارد .
چنين به نظر ميآيد كه فتحعلى شاه عشق مخصوصى به اين تاج داشته است زيرا در هرجائى كه شكل او ديده مىشود اين تاج را بر سر دارد .
در انتهاى تالار موزه تخت نادر شاه قرار دارد كه بدنه آن تمام از ياقوت و زمرد پوشيده شده است . اين تخت مانند صندلى راحتى بزرگيست كه داراى يك پله و يك پشتى برگشته است .
در خزانه سلطنتى چند پارچه جواهر بسيار عالى و ممتاز ديده مىشود يكى از آنها قطعه ياقوت بسيار درشتى است كه سابقا به اورنكزيب تعلق داشته است .
ديگرى انگشترى است كه داراى نگين الماس درشتى مىباشد و ژرژ چهارم پادشاه انگلستان آن را بعنوان هديه براى فتحعلى شاه فرستاده است .
قطعه جواهرى كه از همه ممتازتر و گرانبهاتر مىباشد الماس بسيار درشتى است كه آن را درياى نور مينامند از قرار معلوم اين قطعه الماس كوه نور كه اكنون در تصرف دولت انگلستان است قرابتى داشته . متأسفانه فتحعلى شاه در نتيجهء فكر بچهگانهاى نام خود را در روى اين قطعه الماس بىنظير كنده و از قدر آن كاسته است .