شكنجههاى معمولى
در قرن هجدهم شكنجه كردن ايرانيان در ممالك متمدنه شهرتى داشت و انسان بشنيدن اين نوع اعمال وحشيانه بلرزه درميآمد ، اين نوع شكنجهها در زمان ناصر الدين شاه هم معمول بود ، مثلا مقصر را به چهار ميخ ميكشيدند و يا بدهانهء توپ مىبستند و يا گچ ميگرفتند و يا زندهبگور ميكردند و يا مانند ستور نعل به كف پاى او ميكوبيدند و يا شقهاش مينمودند .
ستونى كه راهزنى را زنده در ميان آن گذاشتهاند و اطراف آن را بالا بردهاند
در زمانى كه چندان دور نيست دزدان و قطاع الطريق را سرازير در تنهء ديوارى ميآويختند و در اطراف او ستونى از گچ و آجر بنا ميكردند اما امروزه اين نوع مجازاتها تبديل به سر بريدن و بدار آويختن شده است . مجازات جنايات كماهميت با قطع اجزاى بدن صورت ميگيرد مثلا انگشتان دست يا تمام دست را از مچ مىبرند و يا به بريدن گوش مقصر اكتفا مينمايند .
پرفسور جاكسون
( Jackson )
كه در سال 1905 در ايران بوده است نقل مىكند