ببدترين انواع آن تن دردهند ، يكى از تجملات عمال عاليمقام دولتى داشتن نوكر زياد است كه حداقل آن 50 و حداكثر 500 نفر مىباشد .
بنجامن
( Benjamin )
كه در سال 1881 در ايران اقامت داشت با اطمينان كامل نقل مىكند كه صدراعظم در آنموقع سه هزار نوكر داشت و نگاهدارى آنان براى او بسيار مشكل و زحمتآور بود . هرشخصى كه مختصر مقامى داشته باشد مجبور است كه هميشه در موقع بيرون رفتن از منزل عدهء زيادى مستوفى و منشى و حسابدار و خزانه دار و فراش در دنبال داشته باشد .
آمار
با وجود اين عدهء بيشمار كارمندان دولتى هيچگونه آمارى در كار نيست و ثبت احوال و شناسنامه در اين كشور از چيزهاى مجهول است و همچنين پرونده و دفاتر محاسبات و آرشيو اسناد و غيره از جمله اشياء ناشناخته محسوب ميگردند . آنچه در دست مستوفيان و منشيان است خرمنكوبى در حوالى گودان در سرحد روس و ايران
تكه كاغذى است موسوم به فرد كه قابل اعتماد نيست .