شده است ، بديهى است كه مادام لاتودرى علو همت بىنظيرى از خود بروز داده و نگذارده است كه اين مجموعهء نفيس بكشور آمريكا مسافرت نمايد و آن را براى هنرمندان و عاشقان صنايع مستظرفه بعنوان نمونه و سرمشق باقى گذاشته است تا بتوانند نظاير آنها را در هنرهاى خود بوجود آورند .
ابعاد ستارگان و صليبهائى كه ما بشرح آنها پرداختيم زياد است ولى بايد دانست كه هنرمندان ايرانى نظاير آنها را هم با ابعاد كمترى ساختهاند و بطور برجسته در تزيينات به كار بردهاند و بقدرى در اين تزيينات ذوق و سليقه دخالت داشته كه براستى تماشاى آنها نشاطآور است .
چند مسجد كوچك هم در شهر مشهد هست كه هزارهء ديوارهاى آنها به همين ترتيب تزيين شده است ، متأسفانه ما نتوانستيم بتماشاى آنها موفق شويم زيرا كه بيگانگان از ورود به اين امكنهء مقدس ممنوع هستند .
مسجد ورامين هم كه از بناهاى قديمى است داراى كاشيهاى ستارهاى بسيار ممتازى بوده كه اكنون اثرى از آنها بر جاى نمانده است زيرا كه متدرجا آنها را از جاى كنده و بخارجيان فروختهاند . اكنون پارهاى از اين كاشيها در موزهء هنرهاى زيباى شهر وين و موزهء فردريك در برلن ديده مىشود . خوشبختانه ما توانستيم در موقع فروش كلكسيون شفر چند قطعهء ممتاز از آنها بدست آوريم . اين كاشيها از لعاب مينائى فلزى كه ايرانيان معمولا آنها را كاشى آب طلائى ميگويند پوشيده شدهاند و نقشه هاى سفيدرنگ آنها در روى زمينهء تيرهاى ترسيم شده است .
داستان محراب مسجد ورامين
در مسجد ورامين محرابى بود كه شش الى هفت متر ارتفاع داشت و داراى كاشيهاى فلزى بىنظيرى بود . در سالهاى آخر قرن نوزدهم كه انقلابى براى گرفتن مشروطيت در ايران بوجود آمد بالطبع در همهجا بىنظمى و هرجومرجى پديدار گرديد و اشخاص سود پرستى مخفيانه به اين محراب دستبرد زدند و مقدارى از كاشيهاى آن را بردند و به فروش رساندند . يكى از وزراى مقرب مظفر الدين شاه مقدار زيادى از اين كاشيها را بدست آورد