Skip to main content

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — Page 264

Contributors:

P.264
وقتى كه كالسكهء عروس در مقابل خانهء داماد توقف كرد يكى از اقوام محترم داماد جلو آمده دست عروس را ميگيرد تا در پياده شدن به او كمك كرده باشد ، همين كه عروس بآستانهء خانهء داماد قدم گذاشت هياهو زيادتر مىشود و باز حيواناتى را در جلوى پاى او قربانى ميكنند و عروس را با همراهان باطاقى كه براى او زينت و تهيه شده است سوار بختيارى مىبرند . در همين موقع داماد هم باطاق وارد مىشود و يكى از محترمين خانواده‌اش ميآيد و دست عروس را گرفته در دست او ميگذارد و به آنها شادباش ميگويد و از خداوند تندرستى و سعادت براى آنها ميطلبد و از اطاق بيرون ميرود و زنان ديگر هم بدنبال او از اطاق خارج مىشوند و ديگر به غير از عروس و داماد و يكى دو نفر از زنان محرم و خدمتكاران كسى در آن خانه نميماند . عروس پارچهء زربفت ريشه‌دارى كه با مرواريد و جواهر زردوزى شده است روى سر انداخته و سروسينهء خود را با جواهر گرانبها و گلهاى مصنوعى آرايش داده است ، داماد در پهلوى عروس مىنشيند و از او تقاضا مىكند كه روى خود را باز كند و جواهرى هم بعنوان رونما به او ميدهد . يكى از مراسم معمول هم بازرسى عروس است كه بتوسط پيرزنان انجام ميگيرد . ديگر از مراسم اين است كه داماد و عروس بايد پولى در زير تشك خود بگذارند تا در بامداد روز بعد خدمتكاران در موقع جمع كردن بستر آن را بردارند . روز بعد از عروسى طرف صبح كسانى كه در عروسى دعوت داشته‌اند براى شادباش
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — Page 264 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى