تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
ميسازد و بسا مىشود كه درصدد قتل او برميآيد و او را مسموم مىكند . در باختر از روى عدم بصيرت دربارهء حرم‌هاى شرقيان قضاوت ميكنند و مطابق داستانها و رواياتى كه شنيده‌اند مطالبى به زبان و قلم ميآورند ، تمام ايرانيان ميدانند كه ناصر الدين شاه پس از مرك 500 زن بيوه برجاى گذاشت ، علت آن اين بود كه او به دختران روستائى علاقهء زيادى داشت و در مواقعى كه بعزم شكار از شهر خارج ميشد و از دهكده‌هاى مسير خود عبور مىنمود قبلا چند نفر از خواجه‌ها را ميفرستاد تا مردان را از مسير او دور نمايند و برعكس زنان و دوشيزگان زيباروى را وادار مىكردند كه با قشنگترين لباسها در مسير او حاضر شوند تا در موقع ورود شاه صفى تشكيل دهند و از نظر اعليحضرت بگذرند شاه هم بادقت مثل اينكه از صفوف نظاميان سان مىبيند بتماشاى آن‌ها مىپرداخت و زيباترين آن‌ها را كه مورد پسند او واقع ميگرديد بعنوان يادگار اين ناحيه باندرون خود مىفرستاد و غالبا سواره از آن‌ها سان ميديد و بكرشمه‌ها و تبسمات تحريك‌كنندهء آن‌ها نگاه مىكرد . زنان و دوشيزگان هم در حاضر شدن ابا و امتناعى نداشتند بلكه با كمال سرور و شعف به اين كار تن در ميدادند زيرا همانطور كه مردان آرزوى رسيدن بمقام صدارت و وزارت را دارند زنان هم بيشتر از مردان آرزو دارند كه صيغهء شاه شوند و بحرمسراى سلطنتى وارد گردند و در ثروت و نعمت غرق شوند و اگر احيانا شاه تعلق خاطرى به آنها پيدا ميكرد بدون ترديد والدين و اقوام و بستگان آنها نيز داراى مقام و منزلت رفيعى ميشدند و تمكنى پيدا ميكردند . علاوه بر اين لعبتان كه ناصر الدين آنها را بشخصه انتخاب ميكرد گاهى هم حكام ايالات براى خوش‌آمد او و ترقى مقام خود بهترين و قشنگ‌ترين دوشيزه‌ها را بعنوان پيشكش براى او ميفرستادند . بطوريكه در پيش هم اشاره كرديم حرم سلطنتى و اطرافيان او را نبايد اساس تعدد زوجات قرار داد . ايرانى عموما بيك زن تنها قناعت مىكند و آن هم زنى است كه والدين براى او انتخاب مينمايند و اگر داراى ثروتى شد و خواست زندگانى يكنواخت خود را تغيير دهد و تفريحى بكند زن جوان قشنگى را بعنوان كنيزى خريدارى كرده