اول دورويه مىباشد و ارزش آن زيادتر است و نوع دوم فقط يكرويه و كمبهاتر است . گليم را براى زينپوش و پوشش اسبان و خورجين و غيره نيز به كار مىبرند .
مراكز عمدهء فروش فرش
شهرهاى تبريز و همدان و مشهد مراكز عمدهء فروش فرش هستند .
مقدار زيادى از اين فرشها را باسلامبول ميفرستند كه از آنجا در تمام شهرهاى دنيا پراكنده ميشوند . كرمانشاه نيز مركز فروش فرشهاى ابريشمى است كه ببغداد و مخصوصا بمصر فرستاده ميشوند ، اگرچه صدور فرش از حيث وزن كم شده ولى از حيث ارزش زيادتر شده است ، آخرين ميزانى كه در سال 1906 بدست آمده نشان ميدهد كه تقريبا در اين سال 12 ميليون فرانك فرش از ايران بخارج صادر شده است در صورتى كه در سال 1902 بهاى فرش صادره 000 ، 300 ، 6 فرانك بوده است .
بعقيدهء ايرانيان بهترين فرش آن است كه در منتهاى نرمى و لطافت بافته شده باشد و وزن آن باندازهاى كم باشد كه بتوان آن را تا كرد و در زير بغل برد . راجع بلطافت و كموزنى فرشهاى ايرانى داستانى نقل كردهاند كه شنيدنى است . ميگويند يكى از كارمندان عاليرتبهء تفليس نسبت بيك تاجر ايرانى مهربانيهائى كرده و كارهائى براى او انجام داده بود ، تاجر روزى براى اظهار تشكر به منزل او رفت و در ضمن صحبت اندازهء اطاق آن كارمند روسى را با نظر بدست آورد و موقع رفتن به او وعده داد كه يكسال ديگر دوباره به تفليس مراجعت خواهد كرد و چيزى كه گواه بر امتنان قلبى او باشد بعنوان هديه براى او خواهد آورد .
سال بعد تاجر خوشقول ايرانى بوعده وفا كرده و به تفليس مراجعت نمود و با بستهاى كه در زير بغل داشت به منزل كارمند روسى رفت . كارمند پس از تعارفات رسمى از او پرسيد اين بسته چيست كه در زير بغل دارى ؟ تاجر جواب داد فرشى است كه براى اين تالار پذيرائى شما آوردهام و بعد بسته را باز كرد و فرش را در كف تالار كه 50 متر مربع مساحت داشت انداخت و اين فرش تمام كف تالار را پوشانيد . كارمند روسى با تعجب بچنين فرشى نگاه كرد و در عوض 1000 منات يعنى باندازهء 2600 فرانك بتاجر ايرانى داد و او هم با اظهار تشكر گرفت و رفت .