تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1174

مساهمون:

ص١١٧٤
سلطنتى كه هشت اسب سفيد به آن بسته شده بود نشسته بودند . شاه بتالار مجلس وارد شد و بر روى تختى كه در پشت تريبون براى او درست كرده بودند نشست . علما در اطراف او حلقه زدند ، سپهدار در روى پله‌اى كه به طرف تريبون ميرفت ايستاده و نطق افتتاحيه شاه را با صداى مرتعشى كه نشانه شادى قلبى او بود قرائت كرد و وكلا با وجد و نشاط بىاندازه‌اى پيوسته احسنت ميگفتند . در پايه تريبون در طرف راست هيئت ديپلماتيك جاى داشت و در طرف چپ آن هيئت وزرا ايستاده بود . 67 نفر وكلاى حاضر روبروى تريبون در طول ديوارهاى سالون روى فرش نشسته و در بالاى سر آنها يك گالرى بود كه در يكطرف آن نمايندگان جرايد و در طرف ديگر خانمهاى هيئت ديپلماتيك جاى گرفته بودند . در اينروز افتتاح مجلس در سرتاسر مملكت ايران مجالس جشن برقرار بود . در روز 27 ژانويه دولت ايران يكى از مستخدمين محمد عليشاه موسوم به موقر السلطنه را كه بر ضد مشروطيت اقداماتى كرده بود بدار آويخت . اين شخص نظر بتوطئه‌اى كه بر ضد مظفر الدين شاه كرده بود در سال 1901 باردبيل تبعيد شد و سه سال بعد وليعهد تقصيرات او را بخشيد و به خدمت خود احضار كرد . او هم در عوض نسبت بمحمد على وفادار و فداكار بود و در سال 1909 با محمد على بسفارت روس پناهنده شد و بعد هم با او بروسيه رفت ولى در اول ژانويه 1910 بتهران آمد و بلافاصله دستگير و پس از محاكمه بدار آويخته شد . موقعى كه او را بسياستگاه ميبردند يكنفر ملا نطق ميهن‌پرستانه‌اى كرد و تقصيرات او را برشمرد و بعد طناب دار را به گردن او انداختند و بمحض اينكه چند سانتيمترى او را از زمين بلند كردند طناب پاره شد و مقصر بدبخت فرار كرد اما مأمورين بلافاصله او را گرفتند و طناب ديگرى بگردنش انداخته بالا كشيدند . در حين بالا رفتن مقصر فشارى بدستهاى خود آورد كه چون محكم بسته