كارى نماند مگر اينكه عدهء كثيرى از غلامان شاهى را كه در سلطنتآباد بودند و سربازان دولتى كه در باغشاه سنگر داشتند پراكنده سازند .
پناهنده شدن شاه بسفارت روس
روز پانزدهم قشونيكه در باغشاه بود بسلطنتآباد رفت ، اما شاه از استرداد پايتخت به كلى مأيوس گرديده بود و براى حفظ جان خود تصميم گرفت كه تحت حمايت دولت روس قرار گيرد . بنابراين در 16 ژويه با يك اسكورت 200 نفرى بزرگنده رفت و وارد عمارت ييلاقى سفارت روس شد و زن خود ملكه جهان و شاهزادهء كوچك وليعهد و يكى از محمد عليشاه با اسكورت خود بسفارت روس در زرگنده ميرود
پسران ديگر و امير بهادر جنگ و دو سه نفر از درباريان را همراه برد . البته پناهنده شدن شاه بسفارت بيگانه بمنزله استعفاى او از سلطنت بود .
تشكيل دولت موقتى و خلع محمد عليشاه
همين كه سرداران ملى از پناهنده شدن شاه بسفارت روس آگاه شدند فورا يك كابينه موقتى تشكيل دادند كه در آن سپهدار سمت وزارت جنگ و سردار اسعد وزارت كشور و سردار منصور وزارت پست و تلگراف و حسينقليخان نواب وزارت خارجه و مشير الدوله