شتر و قاطر و اسب بيشتر براى حملونقل بار و كشيدن ارابه به كار ميروند . اين حيوانات را سفاينبرى مينامند زيرا كه گاهى بطور دستهجمع كاروانى تشكيل ميدهند و مال التجاره و مسافرين را از شهرى به شهر ديگر مىبرند . شتر چون طاقت تحمل سرما را ندارد در نواحى شمالى كار نميكند و معمولا شبها حركت مىكند و روزها آزادانه در بيابان به خوردن خار مشغول است . گاهى هم ساربان نوالهاى به آن ميدهد يعنى قرص خميرى را كه از آرد جو و ساير حبوبات درست كرده در دهان آن مياندازد . شتران گاهى ديوانه و خطرناك ميشوند و بايد مدتى آنها را گرسنه نگاه دارند تا ديوانگى آنها رفع شود .
آبيارى زمين
زارع غالبا براى كمى آب باشكال برميخورد و گاهى مىشود كه محصول او به كلى خشكيده و از ميان ميرود . آب رودخانه ها را غالبا بوسيلهء نهرهائى به جاهاى دور مىبرند بطوريكه طرز آبيارى در اراك
در تابستان بستر رودخانهها خشك مىشود . مالكين ثروتمند قنواتى حفر ميكنند و از آبهاى تحت الارضى استفاده مينمايند .
چاه آرتزين در اين مملكت وجود ندارد . تقريبا پانزده سال قبل دكتر « ترانس »
( Torrence )
آمريكائى به خيال افتاد كه چاهى در محل ميسيون آمريكائى در تهران حفر نمايد و براى اجراى فكر خود شركتى تشكيل داد و اسبابهاى لازم را در پشت هفتاد شتر از بنادر خليجفارس بتهران وارد كرد و به كار پرداخت . بدبختانه در عمق 300 مترى پارهاى از آلات اساسى شكست و آنها را براى تعمير ببادكوبه فرستاد ولى مدت مديدى گذشت و اين آلات از كارخانه بيرون نيامدند و علت آن هم معلوم نشد و سرانجام منجر بانحلال شركت گرديد و از آن ببعد هم كسى بفكر حفر اين نوع چاهها نيافتاد .