عبور ميكرد بخواب رفتيم و مخصوصا نظر باينكه اين كاخ بزرك را در اختيار ما گذاشته بودند و ما بايستى تنها و بدون سروصدا تا طلوع بامداد در آن بسر بريم بيشتر آن داستانهاى كهن بيادمان ميآمد حتى هنگاميكه پلكهاى چشمهايمان روى هم قرار گرفتند باز هم آن داستانها را در خواب ميديديم .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — Page 1021
Contributors: هانرى رونه دالمانى
P.1021