تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء العيون ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
كرم و خسك بود در سيوم در داروهاى جشم بصر را جلا دهد و تقويت جشم بكند و رطوبت غليظ بزدايد

سوس

معتدل است بيخ وى ظفره را نافع بود و عصاره‌اش قوىتر است

سبج

بپارسى شبه خوانند سرد و خسك است ميل ان در چشم كشند روشنى بيفزايد و قوت باصره بدهد و آينه از ان اكر در نظر دارند از نزول آب ايمن باشند

سكّر

شكر العسر تيفال است قوت بصر دهد

سفرجل

به سرد است در اول و خسك است در دوم جون به‌بيزند و بر ورم چشم ضماد نمايند نفع دارد

سرطان بحرى

صنفى از خرچنك است در دريا كه حجريت دارد خسك بود و زداينده جرب را و ظفره را بردارد شيافى از آن بسازند و جرب را بدان خشك كنند و دمعه را منع كند و ريشها را خنك كند و پاك كرداند

حرف الشين

شادنج

نيكوترين وى عدسى باشد و از عدس پهن‌تر و بسيار سرخ باشد و چنانچه بسياهى كرايد و لون ظاهر و باطن يكى باشد و زود بشكند و آنچه